چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶

پيامبر بزرگوار اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ به حق، بنده حقيقي حضرت حقّ است، و به اين معنا هر روز در پنج نوبت شهادت مي دهيم«و اشهد ان محمّداً عبده و رسوله»، يعني: گواهي مي دهيم كه حضرت محمّد ـ صلّي الله عليه و آله ـ بنده و فرستاده اوست. حضرتش گوي سبقت را در اين وادي بر همگان و از همگان ربوده و در اين معني و ديگر معاني الگو و اسوه مي باشد، كه:«لقدكان لكم في رسولِ اللهِ اسوهٌحسنهٌ.[۱]»، يعني: هر آنچه وجود رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي شما الگوي نيكويي مي باشد. در احوالش چنين نقل كرده اند:«كان النّبي ـ صلّي الله عليه و آله ـ اذا قام الي الصلوه يربد وجهه خوفاً من الله تعالي و كان لصدره اولجوفه أزيز كأزيز المرجل»، يعني: پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ هر گاه كه به نماز مي ايستادند چهره اش به جهت خوف از خداوند تغيير مي كرد، و صدايي همچون جوشش ديگ از درون حضرت شنيده مي شد.[۲] عايشه همسر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي گويد: شبي حضرت از رختخواب برخاست و مشغول مناجات شد تا نزديك صبح عبادت كرد و پس از آن گريه هاي سختي سر داد، به حضرت عرض كردم: چرا خودت را به زحمت مي افكني در حالي كه خداوند، گناهان گذشته و آينده تو را بخشيده است؟ فرمودند: اي عايشه! آيا به پاس اين همه نعمت بنده شكرگذاري نباشم.[۳] در ابتداي وحي آنقدر بر پنجه پا به عبادت ايستاد تا پاي مباركش ورم كرد و آيه نازل شد:«طه(۱) ما انزلنا عليك القرآن لتشقي(۲).[۴]»، يعني ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به سختي بيفكني. و نيز روايت شده است:«كان اذا قام الي الصلوه كأنّه ثوب ملقي»، يعني: وجود مبارك پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هرگاه به نماز مي ايستاد، گويا جامه اي پهن شده به روي زمين بود.[۵]

علاّمه مجلسي در«حيوه القلوب» مي نويسد: پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ وقتي شب مي خواست بخوابد، آب وضو را نزديك سر خود مي گذاشت و سر آب را مي پوشاند و مسواك را زير فراش خود قرار مي داد، و قدري مي خوابيد و چون بيدار مي شد، نظر به اطراف آسمان مي كرد، و آيات آخر سوره آل عمران را تلاوت مي فرمود، سپس مسواك مي كرد و وضو مي گرفت، و چهار ركعت نماز مي خواند، و ركوع و سجود را به قدري طول مي داد كه گويا سر از ركوع بر نخواهد داشت، و همچنين سجود را طول مي داد، و به رختخواب برمي گشت، و قدري مي خوابيد، سپس بيدار شده و باز نظر به آسمان مي كرد، و آيات را مي خواند و مسواك مي كرد، و وضو مي گرفت و به همان طريق چهار ركعت نماز خوانده و باز به رختخواب برمي گشت و قدري مي خوابيد و باز برمي خواست، و به همان آداب عمل مي كرد .و نماز وتر و نافله صبح را مي خواند و سپس به مسجد براي اداي نماز صبح مي رفت.[۶]

استمداد از نماز در رفع مشكلات زندگي:
«و عن حذيفه قال: كان رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ اذا حزبه امر فزع الي الصّلاه»، يعني: حذيفه گويد: شيوه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ چنان بود كه چون مشكلي براي او پيش مي آمد، به نماز پناه مي برد، و از آن استعانت مي جست.[۷] «و عن النبّي ـ صلّي الله عليه و آله‌ـ قال: كانوا يعني الانبياء يفزعون اذا فزعوا الي الصّلاه»، از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و اله ـ روايت شده كه فرمودند: پيامبران خدا چنان بودند كه چون دچار نگراني مي شدند به نماز پناه مي بردند[۸].«و عن الذين الدّرداء قال: كان رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ اذا كانت ليله ريح كان مفزعه الي المسجد حتّي يسكن، و اذا حدث في السّماء حدث من كسوف شمس او قمر كان مفزعه الي الصّلاه»، يعني: ابو درداء گويد: رسم رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ چنان بود كه چون شبي باد سهمگيني مي آمد به مسجد پناه مي برد، تا آرام گيرد، و چون در آسمان كسوف و خسوفي اتّفاق مي افتد به نماز پناه مي برد.[۹]

در احوالات اصحاب رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و بزرگان نيز مي نويسند كه: در سختي ها و مشكلات و مصائب به نماز پناه مي بردند، و از آن استمداد مي جستند كه از باب نمونه به اين روايت توجّه كنيد. از ابن عبّاس روايت شده كه در مسيري مي رفت كه خبر مرگ فرزندش را به او دادند[۱۰]. در اين وقت او از مركب پياده شد و به كناري رفت و دو ركعت نماز به جاي آورد و بازگشت و آنگاه گفت: ما همان كاري را كه خدا به ما دستور داده بود انجام داديم كه مي فرمايد:«و استعينوا بالصبر و الصّلاه …[۱۱].»

 

[۱] . سوره احزاب (۳۳)/ ۲۱٫
[۲] . فلاح السائل/۱۶۱، بحارالانوار/ ج ۸۴/ ۲۴۸٫
[۳] . مشكاه الانوار/ ۳۵، بحارالانوار/ ج ۸۴/ ۲۶۲٫
[۴] . سوره طه(۲۰)/۱ و۲٫
[۵] . فلاح السائل/۱۶۱، بحارالانوار/ ج۸۴/۲۴۸٫
[۶] . نقل از كتاب ارزش و اهمّيت نماز به زبان ساده، ۴۵ و ۴۶٫
[۷] . تفسير الدّر المنثور/ ج ۱/ ۶۷٫
[۸] . همان مأخذ.
[۹] . همان مأخذ.
[۱۰] . در روايت ديگري دارد كه خبر مرگ برادرش«قثّم» را به او دادند.
[۱۱] . تفسير الدّر المنثور/ ج۱/ ۶۷٫



دسته بندی مطلب : ائمه ی معصومین(ع)
برچسب ها :
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز