دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶

در اين آيه حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ پس از بيان اين كه فرستاده خداست و كتاب آسماني به او داده شده از ميان برنامه ها، توصيه به نماز و زكات را مطرح مي كنند.آنهم با بيان، مادامي كه زنده باشم و اين به خاطر اهميت فوق العاده اين دو برنامه است چرا كه اين دو، رمز ارتباط خالق و خلق است. در تفسير اين آيه آمده است: اين آيه دلالت دارد به اين كه نماز و زكات و نيكي به پدر و مادر بر امّت هاي گذشته واجب بوده است، پس حكمش ثابت مي باشد و در هيچ شريعتي امر به آن نسخ نشده است.[۱]

اين آيه به خوبي مؤيد اين مطلب مي باشد كه در شريعت آسماني حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات مي باشد كه در شريعت آسماني حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات مهمّي بوده كه از طرف خداوند از ابتداي تولّد به آن حضرت توصيه شده بود و مادرش حضرت مريم ـ عليه السلام ـ هم از طرف فرشتگان امر به اقامه نماز شده بود. چنانچه از جمله پندهاي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در انجيل است: «به حقّ برايتان مي گويم، چيزي بالاتر از نظر شرافت اخروي و ياري كننده تر بر حوادث دنيوي از نماز هميشگي نيست و چيزي نزديك تر از آن به خداوند رحمان نيست، پس مداومت بر آن نماييد و آن را زياد بشمريد. و هر كار شايسته اي نزديك مي كند (ما را) به خدا پس نماز به سوي او نزديك كننده تر است و برگزيده تر در نزد اوست.»[۲]

در قاموس كتاب مقدّس در بخشي تحت عنوان نماز آمده است كه (نماز از جمله واجبات دينيه همه روز تمام ملل و مذاهب است چه به صورت منفرد و چه به صورت جماعت، و مقصود از نماز، گفتگو كردن و صحبت داشتن با خدا و خواستن احتياجات و اظهار تشكّر و امتنان براي الطاف و مراحم حق تعالي مي باشد.»[۳]

در قاموس كتاب مقّدس مي خوانيم «روح القدس وضع و طور و طرز نماز را به ما مي آموزد و جميع انبياء و مؤمنين و مقدّسين سلف براي نماز و دعا مشهور بوده اند. از جمله حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ و موسي و يوشع و سموئيل و داود، چنانچه از تمام مزاميز، آن چنان واضح مي گردد و بسياري از اوقات، منجي ما منفردا براي دعا و نماز در صحراها مي رفت.»[۴]

همچنين در قاموس كتاب مقدّس در مورد فايده نماز آمده است. «فايده دعا و نماز متنّبه ساختن قوي و منوّر نمودن قلوب و ضماير و سبب ترغيب و استحكام اعتماد و توكّل بر حضرت خالق و قادر كلّ مي باشد به طوري كه از آن پس امكان دارد و استدعاها و در خواست ها و تضرعات ما را مرحمت فرمايد. امّا نماز خانگي كه عبارت از نماز جماعتي اهل خانه باشد، سبب استحكام و تقويت و تسلّط والدين و حفظ نظامات خانوادگي شده حقايق ديني را در قلوب اطفال غرس مي نمايد.»[۵]

مسيحيان در كنيسه هاشان كتاب مخصوص براي نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مكتوب است نماز بايد بخوانند و امّا درباره نماز ارتجالي (فرادي) كه شخص مصلّي به خودي خود نماز كند اين است كه افكار و استدعاهاي مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود مي آورد و البتّه در اين صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس مصلّي، تفاوت كلّي خواهد داشت و به هيچ وجه مقيد به قيود مخصوصه نخواهد بود. طبق معتقدات اينان، مراعات اوقات معينّه براي نماز خالي از اهميت نخواهد بود، چنان كه يهود در ساعت سوم و ششم و نهم روز و ساعت اوّل شب و آخر شب و وقت تناول طعام نماز مي گزارد. و بلندترين نمازي كه مسيح به جا مي آورد و نسبت به ساير نمازها اهميتش بيشتر است همان نماز آخري است كه حضرتش با شاگردان و به جهت شاگردان خود بجا آورد كه به سه قسم تقسيم مي شود. اوّل دعا به جهت خودش في نفسه، دوم دعائي كه به جهت محافظت شاگردان خود فرمود، سوم دعا به جهت مؤمنين كه از آن وقت تا آخر الزمان ايمان خواهند آورد.[۶]

۴ـ نماز و ديگر شرايع آسماني

همان گونه كه اشاره شد نماز در تمام اديان و شرايع الهي بوده است كه به برخي از ساير شرايع آسماني اشاره مي نماييم:

الف ـ نماز و حضرت آدم ـ عليه السلام ـ :

در تفسير علي بن ابراهيم قمي در ذيل آيه: «فتلقّي حضرت آدم من ربّه كلمات»[۷] روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه در فرازي از آن تصريح شده به اين كه «حضرت آدم پس از اقامه نماز عصر جبرئيل به او نازل شد و كلمات توبه را به اذن حق به وي تعليم داد» و اين خود نشان دهنده اين معني است كه نماز از جانب خداوند به عنوان عبادتي بزرگ در زمان حضرت آدم ابوالبشر ـ عليه السلام ـ مطرح بوده است و شريعت آن حضرت از نماز خالي نبوده است.[۸]

همچنين مرحوم شيخ حرّ عاملي ـ رحمه الله ـ در كتاب شريف «وسايل الشيعه» روايتي را از قول امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل مي كنند كه چون حديث، مفصل مي باشد فرازهايي از ترجمه آن را نقل مي كنيم: «زماني كه حضرت آدم ـ عليه السلام ـ از بهشت، هبوط نمود نشان (خال) سياهي تمام بدنشان را فرا گرفت. پس اندوه حضرتش زياد شد و بر آنچه آشكار شده بود گريست. جبرئيل آمد و گفت چرا گريه مي كني؟ اي حضرت آدم! گفت: از اين خال و نشان سياهي كه در من آشكار شده است گفت: اي حضرت آدم! نماز بخوان اين زمان، نماز اولي است پس حضرت نماز را به جا آوردند پس نشان سياه از سر آن حضرت به گردنشان رسيد. بعد دوباره جبرئيل آمد و گفت حال زمان نماز دوم است پس حضرتش نماز دوم را اقامه نمود. نشان سياه به قسمت شكم آن حضرت رسيد (جاي ناف) و همين طور بعد از نماز سوم به زانوها و بعد از نماز چهارم به پاها و پس از خواندن نماز پنجم به كلّي نشان و خال سياه از بين رفت آنگاه جبرئيل گفت: اي حضرت آدم! مثل فرزند تو به اين نماز، مانند مثل توست به اين نشان و خال سياه، از فرزندان تو آن كسي كه در هر شبانه روز نمازهاي پنجگانه را بخواند از گناهانش رهايي مي يابد. همانگونه كه تو از اين نشان و خال سياه رهايي يافتي.[۹]

ب) نماز و حضرت نوح ـ عليه السلام ـ :

مرحوم مجلسي (رحمه الله) در بحار الانوار روايتي را از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل مي كنند كه در آن، حضرتش در مورد شريعت حضرت نوح ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: «شريعت حضرت نوح ـ عليه السلام ـ، اين بود كه خدا را به يگانگي و خالصانه و بدون اين كه شريك براي او قائل شويد بپرستيد همان فطرت و سرشتي كه بر آن، مردم را آفريد و خداوند، او را به نماز و امر و نهي و حلال و حرام و… فرمان داد.»[۱۰] در اين روايت، آشكارا امام پنجم ـ عليه السلام ـ نماز را از دستورات مهمّي بر مي شمرند كه خداوند پس از مسأله توحيد، آن را به پيامبرش حضرت نوح ـ عليه السلام ـ متذكّر مي شود و اين خود نشانگر مرتبه والايي است كه اين عبادت بزرگ در نزد خداوند دارد.

ج) نماز و حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ :

از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايتي نقل شده است كه ايشان از مسجد سهله در كوفه به عنوان خانه حضرت ادريس پيامبر ـ عليه السلام ـ ياد كرده كه در آن خياطي مي كردند و نماز مي خواندند. روايت در جلد ۱۱ بحارالانوار آمده است: «عن الصّادق ـ عليه السلام ـ قال: اذا دخلت الكوفه فأت مسجد السهله فصلّ فيه و اسأل اللّه حاجتك لدينك و دنياك فانّ مسجد السهله بيت حضرت ادريس النّبي ـ عليه السلام ـ الّذي كان يخيط فيه و يصلّي فيه و من دعا اللّه فيه بما احبّ قضي له حوائجه». «هنگامي كه وارد كوفه شدي پس به مسجد سهله برو و در آن نماز بخوان از خداوند حاجت دنيوي و اخروي خود را بخواه زيرا مسجد سهله خانه حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ بوده كه او در آنجا خياطي مي كرد و نماز مي خواند و كسي كه خدا را در آنجا بخواند، حاجت‌هايش برآورده مي شود.»[۱۱]

د) نماز و حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ :

حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ كه قهرمان توحيد است، كعبه را به فرمان خدا ساخت. در پايان اين كار بزرگ رو به درگاه الهي نمود و چنين با خداوند به راز و نياز پرداخت: «ربّنا اني اسكنت من ذرّيتي بوادغير ذي زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصّلوه»[۱۲]. «پروردگارا من برخي از فرزندانم را در سرزمين بي آب و علفي در كنار خانه اي كه حرم تو است ساكن ساختم تا نماز را بر پاي دارند.» در اين آيه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ غرض از اسكان اسماعيل و مادرش هاجر را مسأله نماز مطرح مي كند و در فراز ديگري از دعاهايش مي گويد: «ربّ اجعلني مقيم الصّلوه و من ذريتي ربّنا و تقبّل دعاء»[۱۳] پروردگارا مرا برپا كننده نماز قرار ده و همچنين نسل مرا نماز گزار قرار ده و در خواست مي كند كه دعايش را بپذيرد.»

هـ) نماز و حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ :

قرآن در آيه ۵۴ سوره مريم پس از اين كه حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ به عنوان پيامبر و نبي سخن مي گويد و برخي از ويژگي هاي او را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گوشزد مي كند به اين كه آن حضرت صادق الوعد (در وعده‌هايش صادق بوده) و پيامبري عالي مقام است مي فرمايد: «و كان يأمر اهله بالصّلوه و الزكاه و كان عند ربّك مرضياً» «و او (حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ) همواره خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مي داد و همواره مورد رضايت پروردگارش بود.» و ما مشابه همين فرمان را خطاب به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) داريم: «و امر اهلك بالصّلوه و اصطبر»[۱۴] يعني خانواده خود را به نماز دعوت كن و بر انجام نماز، شكيبا باشد.

[۱]. الجامع الاحكام القرآن /۱۱/ ۱۰۳
[۲]. نحف العقول / ۵۰۸
[۳]. قاموس كتاب مقدّس / ۸۸۷
[۴]. كتاب مقدّس (عهد جديد) / ۳۸۴
[۵]. همان مدرك / ۳۸۵
[۶]. قاموس كتاب مقدّس / ۸۸۹
[۷]. بقره / ۳۵، يعنى پس آدم از پروردگارش كلمات را فرا گرفت.
[۸]. تفسير القمى / ۱ / ۳۷ و ۳۸
[۹]. وسايل الشيعه / ۳ / ۹ و ۱۰
[۱۰]. همان مدرك / ۱۱ / ۳۳۱
[۱۱]. بحار الانوار / ۱۱ / ۲۸۰
[۱۲]. سوره ابراهيم / ۳۷
[۱۳]. همان مدرك / ۴۰
[۱۴]. سوره شعراء / ۲۱۴

و جالب تر اين كه خداوند در پايان آيه اشاره مي كند كه حضرت اسماعيل با انجام اين دو وظيفه و ساير كارهايش، رضايت خداوند را جلب نموده است. يعني اينگونه برداشت مي شود كه از جمله كارهايي كه جلب رضايت خداوند را مي كند اقامه نماز و خانواده خود را به نماز فرا خواندن است.

و) نماز و حضرت اسحاق و يعقوب ـ عليهما السلام ـ :

خداوند در قرآن از جمله موهبت هاي مهمّي را كه به حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ داده، داشتن فرزندان صالح و نسلي برومند و شايسته است آنجا كه مي گويد: «و وهبناله اسحاق و يعقوب نافله و كلاّ جعلنا صالحين و جعلنا هم ائمّه يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصّلوه و ايتاء الزكاه و كانوا لنا عابدين»[۱] و به او (حضرت ابراهيم) اسحاق و علاوه بر او يعقوب را بخشيديم و همه آن ها را مرداني صالح قرار داديم و آن ها را پيشواياني قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مي كنند و انجام كارهاي نيك و بر پا داشتن نماز و اداي زكات را به آن ها وحي نموديم و آن ها هم به عبادت ما پرداختند.

ز) نماز و حضرت داود ـ عليه السلام ـ :

براي تأييد اين كه حضرت داود ـ عليه السلام ـ هم به اقامه نماز اهتمام و توجّه خاص داشته اند. روايتي را كه از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ به دست ما رسيده نقل مي كنيم: «حضرت داود ـ عليه السلام ـ گفت: خداي را بسيار عبادت مي كنم و بسيار او را مي خوانم به اندازه اي كه كسي مانندش را هرگز انجام نداده پس وارد محراب نمازش مي شد و عبادت مي كرد.»

ح) نماز و حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ :

علي بن ابراهيم قمي در تفسير آيه ۳۰ سوره ص «و وهبنا لداود سليمان نعم العبدانّه اوّاب» روايتي را از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل مي كند كه آن حضرت مي فرمايند: «حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ اسب ها را دوست مي داشت. روزي مشغول سان ديدن از اسب ها شد و به نظاره آن ها سر گرم گرديد تا اين كه خورشيد غايب شد و نماز عصرشان فوت گرديد. پس حضرت را غم و ناراحتي شديدي فرا گرفت لذا از خداوند درخواست نمودند كه خورشيد را بر او برگرداند تا اين كه نماز عصر را بخواند. پس خداوند بلند مرتبه خورشيد را باز گرداند تا نماز عصرشان را خواندند.»[۲]

اين حديث با آيات ۳۰ تا ۳۳ سوره «ص» قابل تطبيق است. «ياد كن وقتي را كه بر او اسب هاي بسيار تند رو و نيكو را هنگام عصر ارائه دادند (و او به بازديد اسبان پرداخت براي جهاد در راه خدا و از نماز عصر غافل ماند) در آن حال گفت (افسوس) كه من از علاقه و حبّ (اسب هاي) نيكو از ذكر و نماز خدا غافل شدم تا آن كه آفتاب در حجاب شب رخ بر تافت. آنگاه خطاب كرد كه (به امر خدا) آفتاب را بر باز گردانيد.» اين آيه و روايت، بيانگر اهميت فوق العاده اين فريضه الهي در نزد حضرت سليمان بوده است و به اندازه اي كه يك نماز عصرش كه به دليلي از او فوت مي شود از خداوند در خواست باز گرداندن خورشيد را مي كند تا آن نماز فوت شده را در وقت خصوص به خود بخوانند.

ط) نماز و حضرت يونس ـ عليه السلام ـ :

خداوند در سوره صافات به جريان زندگي حضرت يونس ـ عليه السلام ـ اشاره مي كند كه آن حضرت چون از تبليغ نمودن در ميان قوم خود مأيوس شد و به سوي كشتي پري فرار نمود كه طبق روايات ماهي بزرگي راه راه بر كشتي مي گيرد و دهان باز كرده گويي غذايي مي طلبد. سر نشينان كشتي گفتند به نظر مي رسد گناهكاري در ميان ماست كه بايد طعمه اين ماهي شود لذا چاره اي جز قرعه زدن نبود كه وقتي قرعه زدند نام يونس در آمد، سپس ماهي حضرت يونس ـ عليه السلام ـ را بلعيد در حالي كه مستحقّ ملامت بود.

مراد ما از بيان اين جريان، همان دنباله اين آيات است كه مي گويد: «فلو لا انّه كان من المسبّحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون»[۳] اگر او از تسبيح كنندگان نبود تا روز قيامت در شكم ماهي مي ماند. در ذيل اين آيه مرحوم طبرسي در تفسير شريف مجمع البيان از قول قتاده مي فرمايند: «نقل شده كه منظور از تسبيح و ستايش يونس، نماز او بوده است».

[۱]. سوره انبياء / ۷۱٫ ۷۲
[۲]. بحار الانوار / ۹۸ و ۹۲
[۳]. سوره صافات / ۱۴۴

 



دسته بندی مطلب : جایگاه و اهیمت نماز
برچسب ها :
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز