یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶

اقامه ي نماز جماعت

از راههاي و روشهاي بسيار مؤثر براي گسترش و تعميق فرهنگ نماز در جامعه، اقامه ي نماز جماعت است. اصولاً روح جمعي، روح خاصي است. انسان وقتي کاري را به ‏صورت جمعي انجام مي‏دهد، احساس مي‏کند، غير از حالتي است که آن را به ‏صورت فردي انجام مي‏دهد.

انسان در مجموعه، شخصيت ديگري پيدا مي‏کند. يک ورزشکار در ميدان ورزش، غير از همان ورزشکار در کنار ميدان است. از نظر روان شناسي و جامعه شناسي، انسان در حال جمعي، غير از انسان در حال فردي است. چه بسا افرادي يافت شوند که در مجموعه ي انسانهاي شرير دست به شرارتهايي مي‏زنند که هيچ ‏گاه به صورت فردي مرتکب اين گونه کارها نمي‏شوند و يا به صورت گروهي و باندي، شيطنت‏هايي مي‏نمايند که به‏ صورت فردي اين امور را انجام نمي‏دهند. حالت انسان در امور خير نيز اين چنين است.

نماز جماعت داراي آثار ارزنده‏اي است. نماز جماعت در ميان مسلمانان، ايجاد الفت مي‏نمايد و آن را تعميق مي‏بخشد. در نماز جماعت شاهد حالات خوب و خوش انسان هنگام ارتباط با پروردگار خويش و نقش ارزنده ي آن در جهت ايجاد شور و نشاط بيشتر در مسير الي الله هستيم. نماز جماعت سند انسجام مسلمانان و تبلور انضباط آنهاست و نمونه ي ارزنده‏اي از هماهنگي مسلمانان مي‏باشد.

علاوه بر اين گونه آثار و برکات، نقش والاي نماز جماعت در اقامه ي نماز، قابل توجه و عنايت است. به‏ طور قطع يکي از راه‏هايي که نماز را در جامعه جان تازه‏اي مي‏بخشد و به آن رمق و قدرت و حاکميت مي‏دهد نماز جماعت است.

مناسب است در اينجا به برخي از آثار نماز جماعت اشاره کنيم تا جايگاه نماز جماعت در فرهنگ اسلامي مشخص گردد.

فقهاي عظام، در کتابهاي توضيح المسائل (رساله ي عمليه) خود، حديث ارزنده‏اي را نقل نموده‏اند، در اين حديث شريف پيامبر اسلام مي‏فرمايد: جبرائيل به‏ همراه هفتاد هزار فرشته بعد از نماز ظهر نزد من آمد و گفت: اي محمد (صلي الله عليه و آله) پروردگارت سلامت رساند و دو هديه برايت فرستاد که اين دو هديه را به هيچ پيامبري قبل از تو عطا نکرده است.

پيامبر از جبرائيل مي‏پرسند که اين دو هديه چيست؟

جبرائيل مي‏گويد: نماز وِتر و نماز جماعت.

پيامبر مي‏فرمايند: اجر و پاداش امت من در اقامه ي نماز جماعت چيست؟

جبرائيل پاسخ مي‏دهد: اگر نماز جماعت با دو نفر تشکيل شود، براي هر رکعت، ثواب يکصد و پنجاه نماز به هر يک از آنها عطا مي‏گردد و اگر چنانچه نماز جماعت با سه نفر تشکيل شود، براي هر رکعت، ثواب ششصد نماز به هر يک از آنها عطا مي‏گردد و اگر نماز جماعت با چهار نفر تشکيل شود، براي هر رکعت، ثواب هزار و دويست نماز به هر يک از آنها عطا مي‏گردد و …

و اگر چنانچه نماز جماعت با نه نفر تشکيل شود، براي هر رکعت، ثواب سي و شش هزار و چهارصد نماز به هر يک از آنها عطا مي‏گردد و اگر چنانچه نماز جماعت با ده نفر تشکيل شود، براي هر رکعت، ثواب هفتاد و دو هزار و هشتصد نماز به هر يک از آنها عطا مي‏گردد. و اگر نماز جماعت با بيش از ده نفر تشکيل گردد، اگر درياهاي آسمان‏ها و زمين مرکب گردد و اشجار عالم، قلم شوند و جن و انس و فرشتگان نويسنده گردند، نمي‏توانند حتي ثواب يک رکعت چنين نمازي را بنويسند.

سپس جبرائيل ادامه داد: اي محمد (صلي الله عليه و آله) يک تکبير که مؤمن با امام درک کند، يعني با جماعت بگويد، بهتر است براي او از شصت هزار حج و بهتر است از دنيا و آنچه در آن است. بلکه هفتاد هزار مرتبه بر دنيا و آنچه در آن است شرافت دارد.[۱] .

اين حديث بيانگر اهميت و جايگاه نماز جماعت است و نشان مي‏دهد که هيچ چيز نمي‏تواند جاي نماز جماعت را با اين همه آثار و فوايد پر کند و بگيرد.

– مرد نابينايي خدمت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) رسيد و عرض کرد: يا رسول الله من مردي نابينا هستم، چه بسا صداي اذان را مي‏شنوم، مي‏خواهم براي شرکت در نماز جماعت به مسجد بيايم، ولي به تنهايي نمي‏توانم به مسجد بيايم و کسي را نيز پيدا نمي‏کنم تا مرا در آوردن به مسجد و حضور در نماز جماعت مسلمين کمک نمايد. چه کنم؟ پيامبر فرمود:

شد من منزلک الي المسجد حبلاً و احضر الجماعة.[۲] .

«ريسماني از منزلت تا مسجد قرار بده و به کمک آن در مسجد و صفوف نماز جماعت حاضر شو.»

راهنمايي پيامبر (صلي الله عليه و آله) به يک مرد نابينا، بيانگر اهميت نماز جماعت است پيداست که پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي‏خواهد جامعه ي اسلامي را نسبت به اهميت نماز جماعت آگاه سازد و راه و مسير سعادت را نشان دهد.

هنگامي که پيامبر عذر نابينايي را براي عدم حضور در نماز جماعت پذيرفته نمي‏داند و او را راهنمايي مي‏کند، بديهي است که عذرهاي مختلف و واهي ديگر هيچ‏ گاه نمي‏توانند بهانه‏اي براي ترک اجتماع عبادي مسلمين باشند.

جاي تأمل و تأسف است که با اين همه آثار و برکات نماز جماعت و حضور در اجتماع مسلمين، چرا ما به انجام نماز فرادا اکتفا مي‏کنيم؟ چرا از نماز جماعت غفلت داريم! و خود را در اين جريان عظيم معنوي قرار نمي‏دهيم؟ انسان مسلمان بايد به هر شکل که شده خودش را به نماز جماعت برساند.

چرا در فرهنگ ما اين همه نسبت به اقامه ي نماز جماعت تأکيد شده است؟ اين ‏همه احاديث و روايات وارد گرديده است؟ و اين ‏همه عنايت و توجه پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت براي چيست؟ براي عدم حضور در نماز جماعت چه توجيهي داريم، در حالي‏ که در اکثر موارد خانه ي ، مغازه و محل کار ما در کنار مسجد واقع گرديده است؟ اگر از مسجدي که کنار منزل و يا محل کار شما و يا در محله ي شما قرار دارد و يا از نماز جماعتي که در آن برگزار مي‏گردد سؤال شود که فلاني را چند بار در خود ديده‏اي، جواب دهد هيچ‏ گاه! چه توجيه و عذري مي‏توان ارائه نمود؟ بي‏توجهي به تکاليف شرعي تا چه حد؟! درست است که برخي در منزل نماز مي‏خوانند، اما به چه دليل در نماز جماعت شرکت نمي‏کنند؟ آنان‏ که در کنار مسجد بسر مي‏برند و صداي اذان را مي‏شنوند، ولي در نماز جماعت شرکت نمي‏کنند چه توجيهي دارند؟

بانگ حي علي الصلاة و حي علي خير العمل براي چيست؟ چه مي‏گويد و چه پيام و درخواستي در آن نهفته است؟ قد قامت الصلاة چه مي‏گويد؟ سزاوار نيست که انسان همه ي اين نداها را بشنود و نشنيده بگيرد!

نماز جماعت، شکوه و عظمت اسلام است. نشان‏ دهنده ي حاکميت نماز و ارزشهاي آن در جامعه است. عبور جمعيت از خيابانها و کوچه‏ها پس از آن، نماز را در ذهنها تداعي مي‏کند، نماز در وجود انسانهاي بيننده و شنونده احيا مي‏گردد. چرا ما بايد نسبت به اين قضيه و آثار آن غافل باشيم؟

با دقت و تأمل در رواياتي که ذکر گرديد، مي‏توان پي برد که در فرهنگ مذهب شيعه، به رغم اين تصور که نسبت به ساير مذاهب، برخورد ضعيف تري در مورد نماز جماعت وجود دارد، نماز جماعت از جايگاه بسيار والايي برخوردار است و چنانچه ما به اين‏ گونه احاديث توجه نموده، بدانها عمل نماييم، بار ديگر نماز جماعت، جايگاه شايسته و بايسته ي خود را در جامعه ي اسلامي‏مان بدست خواهد آورد.

اولين نماز جماعت در اسلام
اولين نماز جماعت در اسلام با حضور پيامبر، حضرت علي و حضرت خديجه کبري (عليهم السلام) تشکيل گرديد.
عفيف مي‏گويد: با عباس عموي پيامبر در اطراف کعبه نشسته بودم، ناگهان ديدم مردي آمد و در کنار کعبه ايستاد. سپس پسري وارد شد و در طرف راست او ايستاد و به‏ دنبال آن زني را ديدم که آمد و پشت سر آنها قرار گرفت، آن‏ گاه مشاهده کردم که اين دو نفر به پيروي از آن مرد، حرکاتي را انجام مي‏دهند. از عباس پرسيدم جريان چيست؟ اين مسأله عجيبي است! او گفت: آن مرد محمد فرزند برادرم و آن پسر، علي فرزند برادر ديگر من است، آن زن هم خديجه همسر محمد است. محمد مي‏گويد: پروردگار من، پروردگار آسمانها و زمين است و خدا او را امر کرده است که اين دين را برگزيند و وظايفشان را اين ‏طور انجام دهند.

آن ‏گاه عباس ادامه داد: به خدا سوگند که بر روي زمين کسي به جز همين سه نفر پيرو اين دين نيست.[۳] .

اين حرکت پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيانگر اهميت نماز و نماز جماعت در اسلام است.

يعني قبل از بيان و اجراي هر حکمي از احکام اسلامي، نماز اقامه مي‏گردد و آن ‏هم با جماعت و بدين ‏وسيله پيامبر و پيروانش شکوه پرستش خدا را با تمام توان در ديد و منظر ديگران قرار مي‏دادند.

[۱] قال رسول الله (ص): اتاني جبرئيل مع سبعين الف ملک بعد صلاة الظهر فقال: يا محمد ان ربک يقرئک السلام و اهدي اليک هديتين لم يهدهما الي نبي قبلک. قلت: و ما تلک الهديتان قال الوتر ثلاث رکعات و الصلاة الخمس في جماعه قلت: يا جبرئيل و ما لامتي في الجماعه قال: يا محمد اذا کانا اثنين کتب الله لکل واحد بکل رکعه مائه و خمسين صلاة… فان زادوا علي العشرة فلو صارت السموات کلها مداداً و الاشجار اقلاماً و الثقلان مع الملائکة کتّابا لم يقدروا ان يکتبوا ثواب رکعة واحده يا محمد تکبيره يدرکها المؤمن مع الامام خير من ستين الف حجه و عمره و خير من الدنيا و ما فيها سبعين الف مره… . (بحار/ ج ۸۸ / ص ۱۴) – (مستدرک / ج ۱ / ص ۲۸۷).

[۲] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۷۰۲٫
[۳] فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام / ص ۹۷ / به نقل از اسدالغابه و الاصابه – بحار / ج ۱۸ / ص ۲۰۷٫

آثار نماز جماعت
نماز جماعت داراي آثار و برکات متعددي است که به ذکر برخي از آنها مي‏پردازيم.

تبليغ و ترويج نماز
نماز جماعت، هم نماز است و هم راه و روشي براي اقامه ي نماز. امروزه شاهد برگزاري نمايشگاههاي متعددي در سراسر جهان هستيم. فلسفه ي برپايي نمايشگاهها، تبليغ و ترويج دست آوردها و محصولات است. در بسياري از اين نمايشگاهها از دورترين نقاط جهان کالا عرضه مي‏گردد و اين يک کار عقلايي و منطقي است. در حقيقت نماز جماعت نيز نوعي عرضه ي نماز در جامعه و در ديد قرار دادن آن است.

بديهي است که اين عرضه و در معرض ديد ديگران قرار گرفتن نماز، هم معتقدان نماز را خوشحال مي‏سازد و هم زمينه‏اي است براي جذب و تمايل ديگران براي حضور در نماز جماعت، ضمن اينکه مخالفان اسلام را نيز اندوهگين مي‏سازد. زيرا آنها قدرت اسلام و نماز را مي‏بينند و روحيه ي خود را از دست داده، از بسياري توطئه‏ها و فعاليت‏هاي مخرب خود مأيوس مي‏گردند. همان‏ گونه که حج نيز چنين نقشي را ايفاء مي‏نمايد. زيرا يکي از عوامل مهم حيات اسلام همين مراسم باشکوه حج است که سالانه با حضور گسترده ي مسلمانان برگزار مي‏گردد.

حتي همين حجي که هم اکنون برگزار مي‏شود، يعني حجي بدور از تجلي بسياري از جلوه‏هايي که اسلام اراده فرموده و حجي که تبلور کاملي از حج ابراهيمي نيست، با همه ي اين ضعفها، نفس اجتماع مسلمانان اثر ارزنده‏اي در تقويت اسلام و مکتب ايفاء مي‏نمايد. در سخنان گرانقدر اميرمؤمنان (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) آمده است که حج، تقويت مکتب و دين است.[۱] .

نماز جماعت هم همين اثر را دارد. در نماز جماعت تنها بُعد ارتباط با خدا منظور نشده است، بلکه با اين ديد به نماز جماعت مي‏نگريم که نماز جماعت نمايش نماز و تبليغ آن است، زيرا هنگامي که فرزندان ما، کودکان، نوجوانان و جوانان عزيز ما نماز را در نمايشگاه‏هاي خوب و پاک و باصفاي آن يعني مساجد مشاهده نمايند که چه ‏زيبا تشکيل شده و چگونه همه ي نمازگزاران در کنار يکديگر صفوف زيباي نماز جماعت را تشکيل داده‏اند و همه با هم حرکات هماهنگ و موزوني دارند، همچنين آنها شخص وارسته‏اي را به عنوان امام جماعت انتخاب نموده، همراه او به رکوع و سجود مي‏روند و عطر برادري و دوستي و تعاون و صفا، فضاي مسجد را آکنده نموده است، بطور مسلّم تمايل به نماز پيدا مي‏کنند و اين‏ گونه نماز بطور طبيعي در جامعه تبليغ و ترويج مي‏شود.

اقامه ي نماز جماعت، خود راه بسيار مؤثر و خوبي است براي تثبيت و تقويت و حاکميت نماز در جامعه. به عنوان نمونه، اقامه ي نماز جماعت‏هاي باشکوه در مدارس، از عوامل مؤثر در اقامه ي نماز است، زيرا حضور در مراسم نماز جماعت مدرسه و مشاهده ي آن تجمع و هماهنگي، بطور طبيعي نوجوانان و جوانان را به سوي نماز جلب مي‏نمايد. در حالي‏ که شايد تبليغ و درخواست يک پدر از فرزند خود براي اقامه ي نماز اين اندازه مؤثر واقع نگردد.

در اينجا حديث گرانقدري در بيان ابعاد نماز جماعت و روشن‏تر نمودن افقهاي گسترده ي آن ذکر مي‏نماييم. با دقت در اين حديث مشخص مي‏گردد که نماز جماعت صرف برقراري يک ارتباط با خدا نيست، زيرا اگر چنين باشد، شايد نمازگزار بتواند در داخل منزل ارتباط بهتري با خدا برقرار نمايد. البته شايد اين سخن را با قاطعيت نتوان بيان کرد، زيرا روح جمعي حال و هواي بهتري به حرکت معنوي مي‏بخشد.

امام هشتم (عليه السلام) درباره ي نماز جماعت مي‏فرمايند:

انما جعلت الجماعة لئلا يکون الاخلاص و التوحيد و الاسلام و العباده لله الاّ ظاهراً مکشوفاً مشهوراً.

«نماز جماعت براي آن بوجود آمد که اخلاص و توحيد و اسلام و عبادت در جامعه ظاهر گردد.»

بنابراين حديث، نماز جماعت در حقيقت تبلور عيني اين ارزشها و نمايش اين زيبايي‏هاست. بديهي است که ظهور و بروز و مشاهده ي امور فوق فقط در نماز جماعت امکان‏پذير است.

آن‏ گاه امام (عليه السلام) مي‏فرمايد:

لان في اظهاره حجةً علي اهل الشرق و الغرب لله وحده[۲] .

تشکيل نماز جماعت که در حقيقت اظهار اسلام و عبادت و بندگي خدا و نشان دادن توانايي‏ها و زيبايي‏هاي اسلام است، گواهي آشکار و حجتي محکم بر اهل شرق و غرب است. در حقيقت نماز جماعت‏هاي ما معيار خوبي براي تصميم‏گيري‏هاي آنها و بر هم زننده ي بسياري از معادلات آنهاست.

[۱] علي (ع): و الحج تقوية للدين (بحار / ج ۶ / ص ۱۱۰) حضرت فاطمه (س): و الحج تشييداً للدين. (نهج الحياة / ص ۱۰۲).

[۲] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۸۳٫

شکوه و عظمت اسلام
بديهي است زيباترين و عارفانه‏ترين نمازها در داخل منزل، تنها يک حرکت فردي است و هيچ جلوه‏اي از شکوه اسلام ندارد. آن نمازي که مايه ي عظمت اسلام است، نماز جماعت است و لذا مورد تأکيد قرار گرفته است.

امام صادق (عليه السلام) در پاسخ شخصي که از ايشان مي‏پرسد: که نماز فرادي در مسجدي که ثواب هر رکعت آن معادل هزار رکعت نماز است بهتر است يا نماز جماعت در مسجد محل که از امتياز کمتري برخوردار است؟ امام مي‏فرمايد:

نمازت را با جماعت بخوان.[۱] .

به راستي چه حرکت و عملي باشرافت‏تر و با فضيلت‏تر از کاري است که شکوه اسلام را زياد کند؟ آنچه قبلاً درباره ي ثواب يک رکعت نماز جماعت بويژه هنگامي که نمازگزاران بيش از ده نفر باشند، نقل شد، مايه ي تعجب نيست، زيرا اين نماز، شعار اسلام است و بيانگر شکوه و عظمت اسلام. اين نماز علاوه بر شکوه روح فردي، داراي عظمت جمعي است. اين نماز بيانگر شور ديني جامعه و حاکميت نماز و معنويت و اخلاص در جامعه است.

نماز در منزل، تنها بيانگر حاکميت دين و مکتب در وجود يک انسان است، اما نماز در جماعت، بيانگر حاکميت دين و مکتب در وجود انسان‏ها و جامعه است. يعني همان چيزي که دشمنان اسلام سخت از آن ناراحتند و به وحشت مي‏افتند و نهايتاً آنها را عاجز مي‏سازد.

چنانچه ما از اين ديدگاه به نماز جماعت بنگريم، نماز جماعت‏هاي ما با نشاط بيشتري برگزار مي‏گردد و هر گامي که به سوي نماز جماعت برمي‏داريم، قدمي در جهت تقويت اسلام خواهد بود.

[۱] همان مدرک.

تعاون
در ادامه ي حديث، امام مي‏فرمايند:

مع ما فيه من المساعدة علي البر و التقوي[۱] .

با تأملي در نماز جماعت‏ها در طول تاريخ، آنها را پر از امور خير مشاهده مي‏نماييم. نمازهاي جماعت يکي از فعالترين و زيباترين صحنه‏هاي تعاون و همکاري در جامعه ي بشري بوده است. آمار کارهاي خيريه‏اي که به برکت نمازهاي جماعت در طول صدها سال انجام شده، قابل مقايسه با موارد ديگر نيست. بديهي است که انجام اين امور خير رهين اقامه ي نماز جماعت و از آثار آن است و اگر افراد به اقامه ي نماز به ‏صورت فرادي مي‏پرداختند، اين خيرات تحقق نمي‏پذيرفت.

[۱] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۸۳٫

جلوگيري از گناه
امام مي‏فرمايد: يکي ديگر از آثار و برکات نماز جماعت، جلوگيري از گناه است. (والزجر عن کثير من معاصي الله عزوجل)[۱] .

طبيعت نماز جلوگيري از گناه است، همان اثر در نماز جماعت شدت مي‏يابد. انسان هنگامي که در صفوف الهي نماز جماعت حضور پيدا نمود، به گونه‏اي که حتي خود او نيز متوجه نشود، از گناه و مراکز آن فاصله مي‏گيرد.

[۱] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۸۳٫

شيعه و نماز جماعت
گاهي افرادي‏ که اطلاع کافي ندارند و يا افرادي ‏که بنا دارند عليه شيعه تبليغ نمايند، به ‏منظور تضعيف اعتقادات پيروان مذهب شيعه، اين سؤال را مطرح مي‏نمايند که چرا شيعيان در نمازهاي جماعت همانند ديگران حضور فعال و گسترده‏اي ندارند؟ آن‏ گاه چنين نتيجه مي‏گيرند که مذهب جعفري براي نماز جماعت، اهميتي همسان مذاهب ديگر قائل نيست!

براي پاسخ بايد دو مقوله را مورد بحث و بررسي قرار دهيم. مقوله ي اول آشنايي با فضايي است که در مکتب شيعه نسبت به نماز جماعت ترسيم شده است. مقوله ي دوم بررسي علل بي‏توجهي برخي از پيروان مذهب جعفري نسبت به نماز جماعت است.

به ‏منظور آشنايي با آن فضايي که توسط اهل بيت (عليهم السلام) در مورد نماز جماعت ترسيم شده است، رواياتي را ذکر مي‏کنيم.

– پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) مي‏فرمايد:

«من مشي الي مسجد يطلب فيه الجماعة کان له بکل خطوة سبعون الف حسنه و يرفع له من الدرجات مثل ذلک»[۱] .

«هر کس به‏قصد شرکت در نماز جماعت به‏ سوي مسجد حرکت نمايد، خداوند براي هر گامي که برمي‏دارد هفتاد هزار حسنه به او عطا مي‏فرمايد و به همان اندازه بر درجات او مي‏افزايد و چنانچه در مسير رفت و برگشت از دنيا برود، خداوند هفتاد هزار فرشته را مأمور مي‏نمايد تا در روز قيامت مونس او باشند.»

– عده‏اي از يهوديان نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمدند و سؤالاتي مطرح کردند. يکي از آنها در مورد نماز جماعت بود. پيامبر اسلام فرمود:

«امّا الجماعة فان صفوف امتي کصفوف الملائکة»[۲] .

«نماز جماعت پيروان من تبلور و نمايشي است از صفوف فرشتگان»

– در حديث داريم يک رکعت نماز جماعت، ارزش بيست و چهار رکعت نماز دارد که هر رکعت از آن نزد خدا عزيزتر و محبوبتر از عبادت چهل سال است.[۳] .

– حضرت امام باقر (عليه السلام) مي‏فرمايد:

«من ترک الجماعة رغبةً عنها و عن جماعة المسلمين من غير علّة فلا صلاة له»[۴] .

«کسي که نماز جماعت را بر اساس بي‏ميلي نسبت به آن و نسبت به اجتماع مسلمانان و بدون دليلي ترک کند، نمازش نماز نيست!»

چنين نمازي که در حقيقت نوعي بي اعتنايي به نماز جماعت و جماعت مسلمانان است، نماز شايسته و به‏ درد بخوري نخواهد بود!

– حضرت امام باقر (عليه السلام) مي‏فرمايد:

«لا صلاة لمن لايشهد الصلاة من جيران المسجد الاّ مريض او مشغول»[۵] .

«همسايگان مسجد که بيمار و يا درگير کاري نيستند، چنانچه در نماز جماعت حاضر نشوند، نمازشان نماز (کامل و به‏ درد بخوري) نيست!»

– اميرمؤمنان (عليه السلام) مي‏فرمايد:

«من سمع النداء فلم يجبه من غير علّة فلا صلاة له»[۶] .

«هرکس نداي اذان را بشنود، امّا بدون عذر در نماز حاضر نگردد، نمازش نماز نيست!»

– امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد:

«اما يستحيي الرجل منکم ان تکون له الجارية فيبيعها فتقول لم يکن يحضر الصلاة»[۷] .

«آيا کسي از شما شرمگين نمي‏شود از اينکه کنيزي داشته باشد و او بعد از اينکه به جاي ديگري رفت، نقل کند که شما در نماز جماعت شرکت نمي‏کرديد؟»

– پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) مي‏فرمايد:

«من صلي الخمس في جماعة فظنوا به خيراً»[۸] .

«هر کس نمازهاي يوميه‏اش را با جماعت اقامه نمايد، نسبت به او خوش گمان باشيد.»

– در پايان بحث جايگاه و اهميت نماز جماعت، روايت جامع و ارزشمندي از امام صادق (عليه السلام) نقل مي‏کنيم: عبدالله بن يعفور از امام صادق (عليه السلام) سؤال مي‏کند که در جامعه ي اسلامي و در ميان مسلمانان چگونه مي‏توان به عدالت افراد پي برد تا شهادت آنان به نفع و يا ضرر ديگران پذيرفته گردد؟

بديهي است که در امر قضاوت، در بسياري از موارد نياز به شهادت و شاهد است و عدالت شاهد در شهادت و گواهي شرط است تا بتوان براساس آن به نفع و يا ضرر افراد حکم نمود.

امام صادق (عليه السلام) در پاسخ، ضمن برشمردن برخي ويژگيها و صفاتي که شاهد بايد داشته باشد از قبيل عفاف، کنترل اعضاء و جوارح، اجتناب از گناهان کبيره و عدم تظاهر به گناه مي‏فرمايد:

و يکون منه التعاهد للصلوات الخمس اذا واظب عليهن

«او بايد نسبت به اداي نمازهاي پنجگانه مراقب و مواظب باشد.»

و ان لايتخلف عن جماعتهم في مصلاهم الا من علّه

«و بدون عذر از حضور در نماز جماعت مسلمانان تخلف نورزد.»

امام در اين حديث شريف، يکي از نشانه‏ها و راههاي شناخت عدالت افراد را حضور در نماز جماعت معرفي مي‏فرمايند. (فاذا کان لذلک لازماً لمصلاه عند حضور الصلوات الخمس)

بديهي است کسي که مقيد است در جمع معنوي مسلمانان يعني نماز جماعت حضور به هم رساند، اين حضور باعث مي‏گردد که مردم نسبت به او اعتماد پيدا کنند و شهادتش را بپذيرند.

آن‏ گاه امام به نکته ي ظريفي اشاره مي‏فرمايند:

و انما جعلت الجماعة و الاجتماع الي الصلاة لکي يعرف من يصلي ممن لايصلي و من يحفظ مواقيت الصلوة ممن لا … و لو لا ذلک لم يمکن احد ان يشهد علي اخر الصلاح لان من لايصلي لاصلاح له بين المسلمين

«نماز جماعت تشريع گرديد، براي اينکه کسي که نماز خود را با جماعت مي‏خواند از کسي که در نماز جماعت حاضر نمي‏شود، مشخص گردد و اگر حضور در نماز جماعت نبود، کسي نمي‏توانست شهادت دهد که فلاني اهل نماز است.»

بديهي است طبيعي‏ترين و آسان‏ترين راه براي شناخت اينکه فردي مقيد به مراعات مسائل اسلامي است، همان حضور فرد بطور مرتب در نمازهاي جماعت است.

آن ‏گاه امام تصميم عجيبي از پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) را که در کتب روايي شيعه و اهل سنت وجود دارد، نقل مي‏نمايند. امام مي‏فرمايد:

فان رسول الله همّ بان يحرق قوماً في منازلهم لترکهم الحضور لجماعة المسلمين

«پيامبر (صلي الله عليه و آله) تصميم گرفت گروهي را که در نماز جماعت حضور پيدا نمي‏کردند، آنها را در داخل خانه‏هايشان بسوزاند.» آن‏ گاه امام براي اينکه تصور نشود، کساني که پيامبر چنين تصميمي در مورد آنها گرفت بي‏نماز بودند، مي‏فرمايد: و قد کان فيهم من يصلي في بيته فلم يقبل منه ذلک

«در بين آنها کساني بودند که نمازشان را در داخل منزل به‏ جاي مي‏آوردند، ولي از آنها پذيرفته نشد.»

افرادي در اجتماع يافت مي‏شوند که مدعي پايبندي به نمازند، آداب نماز را هم به خوبي مراعات مي‏نمايند، ولي همت و اعتقادي به حضور در مسجد و نماز جماعت ندارند و در نماز جماعت شرکت نمي‏کنند، چنين افرادي در مد نظر پيامبرند!

تصميم پيامبر براي اين نيست که چرا اين افراد نماز نمي‏خوانند، بلکه موضوع، عدم حضور آنان در نماز جماعت است.

آن‏ گاه امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد:

و کيف يقبل شهادة او عدالة بين المسلمين ممّن جري الحکم من الله عزوجل و من رسوله فيه الحرق في جوف بيته بالنار[۹] .

«حالا عدالت کسي که پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي‏خواست خانه ي او را به آتش بکشد يعني اين‏ گونه مورد نفرت و خشم پيامبر است، چگونه ثابت مي‏شود؟!»

رواياتي که نقل شد و روايات بسيار ديگري که در آثار اهل بيت (عليهم السلام) وجود دارد نشانگر عنايت و توجه مذهب تشيع به نماز جماعت است.

با بررسي اجمالي مجامع روايي شيعه و اهل سنت مي‏توان ادعا کرد که فضاي توجه به نماز جماعت و اهميت دادن به آن، در کتابهاي حديثي شيعه، اگر نگوييم بيشتر است، قطعاً کمتر نيست.

متأسفانه، عدم حضور برخي از شيعيان در نماز جماعت و کم توجهي و بي‏اعتنايي آنها موجب گرديده که برخي از ناآگاهان و يا مغرضان، مذهب شيعه را نسبت به نماز جماعت بي‏توجه معرفي نمايند و اينجاست که فرمايش امام صادق (عليه السلام) ارزندگي خود را نشان مي‏دهد، آنجا که مي‏فرمايند:

معاشر الشيعه کونوا لنا زيناً و لاتکونوا علينا شيناً[۱۰] .

«شيعيان ما، مايه ي زينت ما باشيد نه باعث ننگ و عار ما».

[۱] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۸۱٫
[۲] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۸۴٫
[۳] و الرکعة في الجماعة اربع و عشرون رکعة کل رکعة احب الي الله عزوجل من عبادة اربعين سنه (وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۸۴).
[۴] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۷۰۰٫
[۵] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۹۶٫
[۶] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۹۴٫
[۷] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۹۵٫
[۸] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۶۷۸٫
[۹] وسائل / ج ۲۷ / روايت ۳۴۰۳۲٫
[۱۰] وسائل / ج ۱۲ / روايت ۱۶۰۶۳٫

ديدگاه صاحب عروه
براي آشنايي بيشتر شيعيان و سايرين با ديدگاه مکتب تشيع در مورد نماز جماعت، ترجمه ي متني از کتاب بسيار شريف عروةالوثقي تأليف مرحوم آيت‏الله سيد محمد کاظم طباطبايي يزدي را که از متون بسيار محکم و استوار فقهي شيعه است، نقل مي‏نماييم.

ايشان مي‏فرمايد:

نماز جماعت در تمامي نمازهاي واجب، از مستحبات اکيده است، خصوصاً در نمازهاي يوميه و بالاخص نماز صبح و مغرب و عشاء، بويژه براي همسايگان مسجد و يا کساني که صداي اذان را مي‏شنوند.

سپس صاحب عروه به عنوان يک فقيه و حديث شناس بزرگ مي‏فرمايد: آن قدر در فضيلت نماز جماعت و مذمت کساني که آن را ترک مي‏نمايند تأکيد شده است که آن را در مرز واجبات قرار داده است.[۱] .

آن ‏گاه مرحوم صاحب عروه رواياتي در فضيلت و ثواب نماز جماعت نقل مي‏فرمايد و بعد مطرح مي‏نمايد که اين همه فضيلت و ثواب، براي نماز جماعت‏هاي عادي است و با افضليت امام جماعت و مأمومين و مکان اداي نماز، ثواب نماز جماعت افزايش مي‏يابد.

سپس مرحوم يزدي ادامه مي‏دهند: ترک نماز جماعت چنانچه بر اثر بي‏اعتنايي و يا سبک شمردن نماز جماعت باشد، اصلاً جايز نيست.

اين فتوا بيانگر آن است که گرچه نماز جماعت اصالةً مستحب است (البته مستحبي در مرز واجب)، اما اگر روي گرداني از نماز جماعت، موجب بي‏اعتنايي و يا سبک شمردن نماز جماعت گردد، جايز نيست. بنابراين ترک نماز جماعت در اين صورت، حرام و موجب گناه و معصيت است و حضور در نماز جماعت واجب مي‏گردد».

مثلاً کسي که هنگام نماز در مسجد و يا در نزديکي مسجدي که نماز جماعت در آن برگزار مي‏گردد، حاضر است و عذري نيز ندارد، اما او مسجد و نماز را رها مي‏کند و مي‏رود، اين عمل او چه معنايي دارد؟! آيا
استخفاف نماز نيست؟
يا مثلاً در اداره، نماز جماعت برگزار مي‏شود. فردي بر اثر بي‏اعتنايي و عدم توجه به نماز و يا اينکه جايگاه و شأني براي نماز قائل نيست و يا نماز در ديد او ارزشي ندارد، در مراسم نماز جماعت حاضر نمي‏شود. و يا همسايگان مساجدي که در طول سال به اصطلاح پايشان به مسجد نمي‏رسد! آيا اين کار، بي‏اعتنايي و روي گرداني از نماز نيست؟! و آيا اين کار از نظر اخلاقي کاري ناروا، زشت و ناپسند نمي‏باشد؟

در جايي که امام صادق (عليه السلام) مي‏فرمايد:

اشترط رسول الله علي جيران المسجد شهود الصلاة[۲] .

«پيامبر اسلام (ع) از همسايگان مسجد قول مي‏گرفت که در نماز جماعت شرکت نمايند.»

يعني همسايگي مسجد مشروط به حضور در نماز جماعت است. آيا دور از انصاف نيست مسلماني در جوار خانه ي خدا مدتي ساکن باشد، اما در نماز جماعت حاضر نگردد؟ آيا اين استحفاف نماز نيست؟!

چنانچه در مدرسه، نماز جماعت منعقد شود و معلمي در آن شرکت نکند و عدم حضور او براي شاگردانش چنين تصوري را ايجاد نمايد که اگر نماز، چيز خوب و مفيدي بود، آقا معلم در آن شرکت مي‏کرد، آيا اين عمل او جايز است؟

البته همانند موارد فوق در دانشگاه و بازار و … نيز متصور است. يعني هنگامي که سفره ي پر نعمت نماز جماعت، گسترده است، عدم حضور در کنار اين سفره، آيا به معناي بي‏اعتنايي نسبت به غذاي معنوي نيست؟ به ‏طور قطع، فرهنگ شيعه اين بي‏اعتنايي را نمي‏پسندند و جايز نمي‏داند.

[۱] و قد ورد في فضلها و ذم تارکها من ضروب التأکيدات ما کاد يلحقها بالواجبات (عروة الوثقي / فصل الجماعه).

[۲] وسائل / ج ۵ / روايت ۶۳۱۵٫

کيفيت اقامه ي نماز جماعت
اميرمؤمنان در نامه ي خود به مالک اشتر چنين مي‏فرمايد:

و اذا اَقمت في صلاتک للناس فلا تکونن منفراً و لامضيعاً

«اي مالک! هنگامي که امام جماعت مردم مي‏شوي بايد دقت نمايي که اقامه ي نماز تو، نه مردم را فراري دهد و نه اينکه حق نماز را ضايع سازد.»

امام در مورد علت توصيه ي خود مي‏فرمايد:

فان في الناس من به العلة و له الحاجة

«در ميان مأمومين کساني هستند که مشکل و گرفتاري دارند.»

امام جماعت بايد مراعات حال مأمومين را بنمايد. شايد برخي از آنها با وجود گرفتاري به نماز آمده‏اند. شايد برخي نتوانسته‏اند کارهايشان را مرتب و تمام کنند و از آنجا که به نماز علاقه دارند سعي نموده‏اند در نماز جمعه و جماعت هم شرکت کنند.

بايد به گونه‏اي نماز را برپا نمود که مأمومين به اين نتيجه نرسند که يا نماز يا زندگي، زيرا اين مطلب و اين نتيجه‏گيري لطمه ي شديدي به نماز مي‏زند. معادلات يا و يا را بايد بر هم زد و معادلات هم و هم را بايد درست نمود. هم نماز، هم زندگي. هم حضور در نماز جمعه و جماعت و هم پذيرايي از مهمان.

آن‏ گاه امام مي‏فرمايند: اي مالک! وقتي که پيامبر مأموريت رهسپار شدن به يمن را به من سپرد، از او سؤال کردم: کيف اُصلّي بهم

«با آنان چگونه نماز بخوانم؟»

پيامبر فرمود: صلّ بهم کصلاة اضعفهم

«با آنها همانند ناتوان‏ترين‏شان نماز به‏ جاي آور.»

و کن بالمؤمنين رحيما[۱] .

والي بايد در نماز نيز رحمتش، شامل حال مؤمنين گردد.

[۱] نهج البلاغه ابن ابي الحديد / ج ۱۷ / ص ۸۹ – نهج البلاغه ابوالفضل ابراهيم / ج ۲ / ص ۲۵۹٫

برخورد با تارکين نماز جماعت
شايد برخي چنين تصور کنند که گرچه نماز جماعت و اقامه ي آن چيز خوبي است، اما عدم حضور در آن هم، چيز مهمي نيست!

در پاسخ آنها بايد گفت، نه خير چنين نيست! اگر عدم حضور در نماز جماعت بر اثر بي اعتنايي باشد و يا موجب استحفاف نماز گردد، جايز نيست و بايد در نماز جماعت شرکت نمود.

اکنون شايد اين سؤال به ذهن خواننده ي گرامي برسد که با کساني که در نماز جماعت حاضر نمي‏شوند چگونه رفتار نماييم؟

از آنجا که نماز جماعت داراي آثار و برکات فراوان است و ترک آن، پيامدهاي ناخوشايندي را به‏ دنبال دارد، حيف است آحاد جامعه از اين فيض بزرگ محروم گردند. لذا حس خيرخواهي و نوع دوستي موجب مي‏گردد که انسان از عدم حضور ديگران در نماز جماعت و محروم ماندن آنها از آثار ارزنده ي آن، احساس ناراحتي و ناخشنودي کند و در صدد ترغيب و تشويق ديگران به حضور در نماز جماعت و بهره‏مندي از اين خوان گسترده ي الهي برآيد.

حال چنانچه تشويق به انواع مختلف مؤثر واقع نگرديد و افرادي علي‏رغم آگاهي از فيض عظماي نماز جماعت، همچنان بي‏اعتنا و بي‏توجه باشند، چه مسؤوليت و وظيفه‏اي بر عهده ي انسان است؟ با آنها چگونه بايد برخورد نمود؟ آيا بايد بي‏تفاوت بود؟ نحوه ي ارتباط با آنها چگونه بايد باشد؟ براي پاسخگويي به اين سؤال دست نياز به ‏سوي مکتب اهل بيت (عليهم السلام) دراز مي‏کنيم و از آنها راهنمايي مي‏جوييم.

پيشوايان معصوم ما روشهايي را پيشنهاد فرمودند که در اينجا متذکر برخي از آنها مي‏گرديم.

قطع رابطه
به اميرمؤمنان اطلاع دادند که گروهي در نماز جماعت حاضر نمي شوند، حضرت در مسجد حضور يافتند و ضمن ايراد سخناني فرمودند:

گروهي در نماز جماعت مساجد ما شرکت نمي‏کنند! از اين به بعد آنها با ما هم آب و غذا نشوند و با ما مشورت ننمايند و حق ازدواج با ما را ندارند، تا زماني ‏که در نماز جماعت ما حاضر شوند.

بعد از فرمايش اميرمؤمنان، مسلمانان نيز با آنها قطع رابطه نمودند و اين عمل موجب تنبه آنها گرديد و باعث شد در نماز جماعت حضور پيدا کنند.[۱] .

بديهي است براي تنبه افرادي که از روي بي‏اعتنايي از اجتماع مسلمانان روي‏گردان هستند و اين عمل آنان موجب کم رونقي اجتماع مسلمانان مي‏گردد. بايد اين ‏گونه رفتار نمود، تا لحظه‏اي به خود آمده، ضمن پي بردن به عواقب کار خود متنبه گردند.

[۱] عن ابي عبدالله (ع) ان اميرالمؤمنين (ع) بلغه ان قوماً لايحضرون الصلاة في المسجد فخطب فقال ان قوماً لايحضرون الصلاة معنا في مساجدنا فلا يؤاکلونا و لا يشاربونا و لا يشاورونا و لا يناکحونا و لا يأخذوا من فيئنا شيئا او يحضروا معنا صلاتنا جماعه و اني لاوشک ان امر لهم بنار تشعل في دورهم فاحرقها عليهم او ينتهون. قال فامتنع المسلمون عن مؤاکلتهم و مشاربتهم و مناکحتهم حتي حضروا الجماعه مع المسلمين. (وسائل / ج ۵ / روايت ۶۳۱۸).

عدم معرفي
شناخت و معرفي افراد جامعه منوط به حضور آنها در نماز جماعت است. پيامبر اسلام در حديثي مي‏فرمايند:

اگر در مورد شخصي که در نماز جماعت حاضر نمي‏شود از شما سؤال نمودند، بگوييد او را نمي‏شناسم.[۱] .

در حقيقت قيافه‏هايي که در نماز جماعت شرکت نمي‏کنند، ناشناخته‏اند.

[۱] اذا سئلت عمن لا يشهد الجماعه فقل لا اعرفه. (مستدرک / ج ۶ / روايت ۷۲۰۸).

نقل عدم حضور
پيامبر اسلام مي‏فرمايد: «کسي که در خانه‏اش نماز مي‏خواند و روي گردان از جماعت مسلمين است، غيبتش ايرادي ندارد».[۱] .

و در حديث ديگري آمده: «هر کس از حضور در جماعت مسلمانان سرباز زند غيبت او بر مسلمانان واجب است».[۲] .

هر چند حديث با اطلاقي که دارد، شامل هر گونه غيبت چنين فردي مي‏شود، اما چنانچه بخواهيم مراعات احتياط را هم بنماييم، قطعاً بيان عدم حضور او در نماز جماعت براي سايرين اشکالي ندارد و حتي بنابر روايت دوم بازگو کردن آن لازم است.

[۱] و لا غيبة لمن صلي في بيته و رغب عن جماعتنا. (بحار / ج ۸۳ / ص ۳۵۴).

[۲] و من رغب عن جماعة المسلمين وجب علي المسلمين غيبته و سقطت بينهم عدالته. (بحار / ج ۸۸ / ص ۳۸).

انذار و تهديد
فردي که در نماز جماعت به خاطر بي اعتنايي شرکت نمي‏کند و عملاً اين کار او استخفاف نماز محسوب مي‏گردد، بنابر حديث، حاکم اسلامي لازم است او را تهديد و انذار کند و از عواقب دنيوي و اخروي اين عمل، او را بترساند.[۱] .

اميد است با اطلاع و آگاهي از اين مطالب، پي به قبح و زشتي عدم حضور در نماز جماعت ببريم.

به هر صورت شخصي که در نماز جماعت حضور پيدا نمي‏کند، اگر اين عدم حضور، بي‏اعتنايي و استخفاف نماز محسوب نمي‏شود، يک فضيلت بزرگ را از دست داده است و آن عدم درک نماز جماعت است و اگر خداي ناخواسته کار او بي اعتنايي و استخفاف نماز باشد، نه تنها يک فضيلت ارزنده را از دست داده، بلکه مرتکب خلاف و گناه گرديده است.

حال اگر اين تنبلي و بي توجهي نسبت به نماز و عدم حضور در نماز جماعت، علاوه بر استخفاف نماز، استخفاف مکتب و مذهب را به‏ دنبال داشته باشد و گفته شود که تشيع يعني همين، در اين صورت تکليف و وظيفه چيست؟

آيا باز حضور در نماز جماعت مستحب است؟ آيا در اين صورت، لايجوز ترکها شامل حال ما نمي‏شود؟ آنچه از پيروان مکتب امام صادق (عليه السلام) انتظار مي‏رود، مملو شدن مساجد از نمازگزاران است تا الگويي براي ديگران باشد.

آن‏ گاه صاحب عروة مي‏فرمايد:

فمقتضي الايمان عدم الترک من غير عذر[۲] .

«مقتضاي ايمان، ترک نکردن نماز جماعت بدون عذر است».

زيرا هر چيزي مقتضايي دارد، مثلاً اگر پيرمردي حرکتي که مربوط به کودکان است انجام دهد، به او مي‏گويند: پدرم! مقتضاي سن شما چيز ديگري است.

اکنون اگر از شما سؤال نمايند که مقتضاي اعتقاد و ايمان به خداوند و مباني اسلامي چيست؟ چه جوابي مي‏دهيد؟

صاحب عروه به عنوان يک حديث شناس فقيه و صاحب‏نظر در مسائل اسلامي مي‏فرمايد: مقتضاي ايمان اين است که بدون عذر نماز جماعت ترک نشود، زيرا ايمان فرد مسلمان او را به طرف نماز جماعت سوق مي‏دهد و نمي‏گذارد نماز جماعت او بي‏جهت فوت شود و يا براي مدتي حضور در اجتماع عبادي مسلمين را رها سازد. بنابراين ترک نماز جماعت بدون عذر، با روح ايمان سازگار نيست، مخصوصاً اگر فردي اين عدم حضور را ادامه دهد. مثلاً مسجد در همسايگي محل کار يا سکونت او باشد، چند ماه يا چند سال سپري شود، اما موفق به حضور در مسجد و حتي آشنايي با امام جماعت مسجد نگردد. مرحوم سيد مي‏فرمايد اين با مقتضاي ايمان نمي‏سازد. آيا ممکن است که انسان مسلمان نماز جماعت را ترک کند، آن‏ هم بطور مستمر؟!

[۱] و اذا رفع الي امام المسلمين انذره و حذّره. (بحار / ج ۸۸ / ص ۳۸).
[۲] عروة الوثقي / فصل في الجماعه.

مواردي که نماز جماعت، واجب مي‏شود

گرچه نماز جماعت، مستحب مؤکد است، اما در مواردي واجب مي‏گردد که در اينجا به بيان برخي از آنها مي‏پردازيم.

عدم صحت قرائت
کسي که قرائت حمد و سوره‏اش صحيح نيست و مي‏تواند حمد و سوره را بطور صحيح فرا بگيرد، ولي به هر دليلي تاکنون ياد نگرفته، نمازهاي خود را بايد با جماعت بخواند.

بنابراين درصد قابل توجهي از افراد جامعه که زبان عربي، زبان مادري آنها نيست و قهراً در يادگيري حمد و سوره کم و بيش مشکل دارند، لازم است تا زماني که قرائت حمد و سوره خود را تصحيح نکرده‏اند، در نماز جماعت شرکت نمايند و اگر همين فتوا به اطلاع اين‏ گونه افراد برسد و مورد دقت قرار گيرد، هجوم انبوهي از نمازگزاران را در مساجد خواهيم داشت.

نذر و عهد و قسم

اگر کسي نذر کند که خدايا چنانچه مشکل من در فلان زمينه حل شود و حاجت من برآورده گردد، براي مدتي نمازم را به جماعت مي‏خوانم، يا با خدا عهد و پيمان مي‏بندد که: پروردگارا من متعهد مي‏شوم در نماز جماعت شرکت نمايم و يا به عنوان مثال بر اثر شنيدن فضائل و آثار نماز، قسم مي‏خورد که يک سال نماز جماعت را ترک نکند، در اين صورت، نماز جماعت بر شخصي که نذر يا عهد کرده و يا قسم خورده است، واجب مي‏گردد.

اکنون که سخن از نذر به ميان آمد، چه بسيار بجا و شايسته است که انسان براي برآورده شدن حوائج خود، نذر شرکت در نماز جماعت براي مدتي نمايد – و چه خوبست اين‏ گونه نذرها! – اساساً بنا نيست که نذرها، فقط در امور مالي صورت پذيرد. در ضمن يکي از راههايي که مي‏توان از عظمت روحي فردي آگاه گرديد، نوع نذرها و تعهدهاي اوست که بين خود و خدايش دارد.

وسواسي
اگر کسي مبتلا به وسواس در نماز باشد، به گونه‏اي که اگر بخواهد دست از وسواس بازي بردارد، چاره‏اي جز شرکت در نماز جماعت ندارد، حضور در نماز جماعت بر او واجب مي‏شود.

دستور پدر و مادر
چنانچه پدر و مادري، فرزند خود را امر کنند که نمازش را به جماعت بخواند، در اين صورت او بايد نماز خود را با جماعت بخواند.

دلايل رکود نماز جماعت
با توجه به اينکه در مکتب تشيع، نماز جماعت از جايگاه والايي برخوردار است، شايد اين سؤال به ذهن خواننده ي عزيز خطور نمايد که چرا پيروان اين مکتب، آنگونه که انتظار مي‏رود در نمازهاي جماعت شرکت نمي‏کنند؟ در پاسخ سؤال مزبور بايد گفت: گرچه در تمامي بلاد اسلامي، شيعيان در نمازهاي جماعت شرکت مي‏کنند و در پاره‏اي از موارد داراي نماز جماعت‏هاي باشکوهي نيز هستند، لکن در مجموع، اين نماز جماعت‏ها متناسب با جايگاه شايسته ي خود نيست! البته براي اين عدم حضور شايسته، دلايل و عواملي وجود دارد. اميد است جامعه ي ما با دقت در اين عوامل و با ريشه‏يابي آنها و ارائه ي راه‏حل‏ها، خود را در آن فضاي شايسته که مورد نظر و رضايت اهل بيت (عليهم السلام) است، قرار دهد. برخي از آن عوامل به قرار زيرند:

مخالفت با اجتماع شيعيان

در طول تاريخ اسلام، عناصر تنگ‏نظر بر اثر تعصبهاي کورکورانه و احمقانه عليه شيعه و شيعيان نظرياتي ابراز مي‏داشتند که حساسيتهاي زيادي را در جامعه ايجاد مي‏نمود. اين حساسيتها که اغلب توسط عالماني متعصب – که مجريان حکومتهاي فاسد بودند بوجود مي‏آمد، زمينه ي تجمع شيعه را ضعيف مي‏ساخت و از اينکه شيعه داراي اجتماعات باشکوهي حتي به‏ صورت نماز جماعت باشد، جلوگيري به‏ عمل مي‏آورد.

صفحات تاريخ، بيانگر اين ممانعت‏ها و جوسازي‏ها عليه شيعه و خط اهل بيت(عليهم السلام) است. به عنوان نمونه به ذکر يک مورد بسنده مي‏کنيم.

دختر يکي از شيعيان درگذشت. پدر در ماتم او گفت: من از مرگش آن اندازه ناراحت نيستم که تا زنده بود نتوانستم به او بگويم دخترم تو سيد هستي! از اين بابت بيشتر ناراحت هستم و مي‏سوزم.

در زمان بني‏اميه و بني‏العباس با شيعيان و اهل‏بيت چگونه رفتار مي‏شد؟ در همين اواخر، خلافت عثماني که بر بخش عظيمي از جهان اسلام حاکم بود با پيروان امام صادق (عليه السلام) چگونه رفتار مي‏کرد؟

تصور نشود که فتواهاي احمقانه ي آخوندهاي وهابي و قلم به مزدان حکومت‏هاي دست نشانده که امروزه بدترين نظريات را به شيعه نسبت مي‏دهند، اقدام منحصر به فردي است! البته بايد اذعان نمود که در بين علماي اهل سنت، انسانهايي با ديد باز يافت مي‏شدند که نسبت به شيعه حساسيتي نداشته و ايجاد نمي‏نمودند، اما عالمان تنگ‏نظري که حق را در انحصار خود مي‏دانستند که متأسفانه اين تنگ‏نظري‏ها لطمات فراواني به جامعه ي اسلامي زد و موجب قتل و غارتهايي گرديد، فراوان مشاهده شده است و اين سرگذشت شيعه در تاريخ است. لذا شيعه در طول تاريخ کمتر توانسته است، اجتماعات خويش را حفظ کند.

هم اکنون نيز در برخي کشورهاي اسلامي که تنگ‏نظران حکومت مي‏کنند، وضع شيعه اين چنين است!

اين در حالي است که برادران اهل سنت در ميهن اسلامي ما از لحاظ مساجد، مدارس ديني و اجتماعات داراي وضعيت خوبي هستند – به ‏عنوان مثال مساجد و مدارس برادران اهل سنت در استان هرمزگان چندين برابر مساجد و مدارس شيعه است – و اين طبيعت و مقتضاي فقه شيعه و حاکميت ولايت فقيه است که با ديد و نگرشي باز به همه فرصت مي‏دهد تا به مقتضاي فقهشان عمل کنند؛

هم اکنون در برخي کشورهاي اسلامي با وجود کثرت جمعيت، شيعيان حتي يک مسجد ندارند. در برخي کشورها شيعيان چندين بار اقدام به ساخت حسينيه کردند، اما متأسفانه آن را خراب نمودند. در برخي کشورها به اجتماعات شيعيان حمله‏ور مي‏شوند و آنها را به خاک و خون مي‏کشند و تازه اين نحوه ي برخورد کنوني آنهاست که به اصطلاح دوران دفاع از آزادي و حقوق بشر است، تا چه رسد به پانصد سال و هزار سال قبل و يا سده‏هاي اوليه ي اسلام که اساساً بنا بر محو و نابودي مکتب اهل بيت (عليهم السلام) بود.

با وجود اين جوهاي مخرب که در آن شيعه و جعفري و پيرو اهل بيت بودن جرم بود، شيعيان کجا مي‏توانستند نماز جماعت باشکوه و شايسته‏اي تشکيل دهند؟ کجا مي‏توانستند تمرکز داشته باشند؟ جايي که در بسياري از موارد، حضور مساوي با شناسايي،سپس آزار، و نابودي آنها بود.

شرايط امام جماعت
عامل دومي که از حضور شيعيان در نماز جماعت کاسته و در پاره‏اي از موارد آنها را از داشتن نماز جماعت‏هاي با شکوه محروم ساخته است، مسأله ي عدالت امام جماعت است.

در مکتب تشيع، امام جماعت بايد عادل باشد، در غير اين صورت، اقتدا به او جايز نيست و سبب بطلان نماز مي‏گردد. فلسفه ي ضرورت چنين ويژگي براي امام جماعت اين است که ناشايستگان فرصت نفوذ و رهبري و پيشوايي را در جامعه ي اسلامي پيدا نکنند. اين مسأله در برخي اذهان به طور غلط جاي گرفته و گاهي تأثيرات منفي داشته است و متأسفانه در بسياري از موارد اين قضيه حالت افراط و زياده‏روي پيدا نموده و با وسوسه‏هاي شيطاني در امر عدالت امام جماعت مواجه گرديده است.

مسأله ي عدالت که به قصد تطهير و پاکي اجتماع مسلمانان در فرهنگ اسلامي مطرح است، بر اساس زياده‏روي ها، وسوسه‏ها و بدگماني‏ها، موجب کمرنگي اجتماع شيعيان شد. البته اين مايه ي افتخار است که مکتب اهل بيت (عليهم السلام) عدالت را هم در امام شرط مي‏داند و هم در امام جماعت. امام جماعت نيز که در يک حرکت عبادي پيشاپيش مردم مي‏ايستد، بايد عادل باشد.

از طريق اهل بيت (عليهم السلام) روايات متعددي دريافت نموده‏ايم که لزوم عدالت امام جماعت را بيان مي‏کند. از جمله مي‏توان به روايات زير اشاره نمود.

۱- پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي‏فرمايند:

ان سرکم ان تزکوا صلاتکم فقدموا خيارکم[۱] .

«اگر مي‏خواهيد نمازي پاک و پاکيزه داشته باشيد، برگزيدگان خود را مقدم داريد.»

۲- امام هشتم (عليه السلام) مي‏فرمايد:

لاصلاة خلف الفاجر[۲] .

«نماز پشت سر انسان فاسق و فاجر، نماز نيست.»

۳- امام هشتم (عليه السلام) در پاسخ شخصي که سؤال نمود: آيا به مردي که شيعه است و به امامت اهل‏ بيت معتقد است ولکن انساني گناهکار و آلوده است مي‏توان اقتدا کرد؟ فرمودند: نه.[۳] .

۴- ابوذر مي‏فرمايد:

ان امامک شفيعک الي الله فلاتجعل شفيعک سفيها و لافاسقا[۴] .

«امام جماعت تو، شفيع توست در پيشگاه خدا،هيچ‏ گاه شخص نادان و فاسق را شفيع خود قرار مده.»

راستي، چنانکه از شما خواسته شود فردي را به عنوان نماينده ي خود انتخاب نماييد، چگونه فردي را انتخاب مي‏کنيد؟ آيا مي‏پسنديد انسان سفيهي را به عنوان سخنگو و نماينده ي خود انتخاب کنيد؟ نماز جماعت سيل خروشان بندگان خداست که يک زبان به نمايندگي از تمامي آنها با خدا سخن مي‏گويد، و امام جماعت در واقع سخنگوي نمازگزاران در پيشگاه خداست. آيا صحيح است که اين زبان، زبان انساني آلوده و يا سفيه باشد؟

بنابراين آنچه روايات بيانگر آن است، لزوم عدالت امام جماعت است.

اما عدالت چيست و حد و مرز آن کدام است؟

وسوسه‏ها از اينجا شروع مي‏شود. برخي در نماز جماعت شرکت نمي‏کنند و در پاسخ اين سؤال که چرا شرکت نمي‏کنيد؟ عدم احراز عدالت امام جماعت را مطرح مي کنند و مي گويند: چگونه مي توانيم پي ببريم که امام جماعت عادل است؟

از موانع برگزاري نماز جماعت باشکوه و متناسب با فرهنگ شيعه، همين وسوسه‏ها در امر عدالت امام جماعت است. در حالي‏ که آنچه در فرهنگ و فقه ما در مسأله ي عدالت مطرح است، حسن ظاهر افراد است. در کتب فقهي ما نيز آمده است که چنانچه شماري از مؤمنين به فردي اقتدا کردند و يا فرد شايسته‏اي به عدالت او گواهي داد، همين براي عدالت او کافي است و بيش از اين نيازي نيست.

اگر چنانچه معتقد شويم که بايد به وجود عدالت (که همان پديد آمدن ملکه ي نفساني و حالتي در درون انسان است که او را از گناه باز مي‏دارد) در امام جماعت يقين پيدا کنيم، نتيجه ي عملي اين ‏گونه تفکر، ترک نماز جماعت است که اسلام خواهان آن نيست. درست است که اسلام نمي‏خواهد ناپاکان پيشوا و امام جماعت گردند و فاسق و فاجر نبايد امام جماعت شود، اما اين مطلب بدان معنا نيست که چنانچه وارد مسجدي شديم و عده‏اي از مؤمنين را مشاهده نموديم که به امام جماعتي اقتدا نموده‏اند، احتياط کنيم!

به ‏طور قطع اين احتياط خلاف احتياط است و همان حسن ظاهر و اقتداي جمعي از نمازگزاران براي ما کافي است.

بنابراين دچار وسوسه‏هاي شيطاني و نفساني نبايد شد، زيرا تکليف پر کردن مساجد است.

[۱] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۷۷۰٫
[۲] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۷۶۸٫
[۳] رجل يقارف الذنوب و هو عارف بهذا الامر اصلي خلفه؟ قال (ع): لا. (وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۷۷۳).
[۴] وسائل / ج ۸ / روايت ۱۰۷۶۵٫

خط بازي و جناح گرايي
عامل ديگري که از رونق نماز جماعت مي‏کاهد و متأسفانه بعد از انقلاب نيز تشديد پيدا کرده، در نظر گرفتن مسائل به‏اصطلاح خطي و جناحي در امر اقامه ي نماز است. برخي انتظار و توقع دارند که امام جمعه يا جماعت در جريان خاصي حرکت نمايد و آن چيزي را بگويد که آنها مايل هستند.

اگر حضور افراد در نماز جمعه و جماعات بر اين مبنا باشد، خواسته و ناخواسته به کم‏ رنگ شدن اجتماعات منتهي مي‏گردد. لذا در امر اقامه ي نماز جمعه و جماعت بايد اين سعه ي صدر را داشته باشيم که خواه امام جمعه و جماعت سخن و نظر مرا ابراز دارد يا ندارد و خواه از جرياني که من وابسته به آن هستم حمايت نمايد و يا نکند، بدور از همه ي اين مسايل، نماز جمعه و جماعاتمان را باشکوه برگزار نماييم.

البته شخص امام جمعه و يا جماعت نيز بايد به اين نکته توجه داشته باشد. سخن و برخورد او نبايد به گونه‏اي باشد که منجر به بي‏رونقي نماز و کم رنگي اجتماع مسلمانان گردد. او بايد عنايت داشته باشد که او امام الکل است و به عنوان محور همه ي مطرح است. او بايد با سعه ي صدر و با برخوردهاي سازنده، زمينه ي حضور همه را در نماز فراهم سازد و مشوق آنها گردد و مراقب باشد به‏ گونه‏اي عمل نشود که عده‏اي از اهل محل و يا شهر احساس نمايند بي محور و حامي هستند.

ائمه ي محترم جمعه و جماعات و روحانيت معظم بايد به مسؤوليت عظيم خويش عنايت داشته باشند و خود را در جريانات سياسي و اختلافات محلي و درگيري با جناحها داخل ننمايد، تا در مجموع، همه ي مردم، نماز جمعه و جماعت را مربوط به خود، اسلام و تجلي‏ گاهي از وحدت اسلامي بدانند و سعي نمايند با حضور گسترده ي خود در برپايي نمازهاي باشکوه سهيم و شريک گردند.

غلامعلي نعيم‏ آبادي



دسته بندی مطلب : مقالات
برچسب ها :
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز