دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵

انّ الانسان خلق هلوعاً،‌اذا مسّه الشّرّ جزوعاً، و اذا مسّه الخير منوعاً، الاّ المصلّين.

انسان حريص و كم طاقت آفريده شد هنگامي كه بدي به او رسد بي‌ تابي مي‌كند، و هنگامي كه خوبي به او برسد مانع ديگران مي‌ شود، مگر نمازگزاران. « معارج ،۱۹ تا ۲۳»

بعد از ذكر گوشه‌ اي از عذاب هاي قيامت به ذكر او صاف افراد بي‌ ايمان و در مقابل آنها مؤمنان راستين مي‌ پردازد تا معلوم شود چرا گروهي اهل عذابند و گروهي اهل نجات.

نخست مي‌فرمايد:

انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است (انّ الانسان خلق هلوعاً).

هنگامي كه بدي به او برسد بسيار جزع و بيتابي مي‌كند (اذامسّه الشّرّ جزوعاً).

هنگامي كه خوبي به او رسد از ديگران دريغ مي‌دارد (و اذامسّه الخير منوعاً).

جمعي از مفسران و از باب لغت (هلوع) را به معني حريص و جمعي به معني كم طاقت تفسير كرده‌ اند بنابر تفسير اول در اينجا به سه نكته منفي اخلاقي در وجود اينگونه انسانها اشاره شده حرص و جزع و بخل بنابر تفسير دوم به دو نكته جزع و بخل زيرا آيه دوم و سوم تفسيري است براي معني (هلوع).

اين احتمال نيز وجود دارد كه در معني در اين واژه جمع باشد، چرا كه اين دو وصف لازم و ملزوم يكديگرند، آدمهاي حريص غالباً بخيلند، و در برابر حوادث كم تحمل و عكس آن نيز صادق است.

در اين آيه اشاره به سه نكته منفي اخلاقي اشاره شد.[۱]

۱ـ ان الانسان خلق هلوعا

انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است.

كلمه‌(هلوع) صفتي است كه از ماده (هاء‌ـ لام ـ عين) و مصدر (هلع) بفتح هاء و لام كه به معناي شدت حرص است اشتقاق شده است.[۲]

هلوع كسي است كه هنگام برخورد با ناملايمات بسيار جزع مي‌‌كند و چون به خيري مي‌رسد از انفاق به ديگران خودداري مي‌كند.

شكل ظاهري و باطني انسان

در اينجا سؤال يا سؤالهائي مطرح مي‌شود كه اگر خداوند انسان را براي سعادت و كمال آفريده چگونه در طبيعت او شر و بدي قرار داده است،‌و انگهي آيا ممكن است خداوند چيزي را با صفتي بيافريند و سپس آفرينش خود را مذمت كند؟

و از همه اينها گذشته قرآن در آيه ۴ سوره تين صريحاً مي‌گويد: لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم ما انسان را با بهترين صورت و ساختمان آفريديم، مسلماً منظور اين نيست كه ظاهر انسان خوب و باطنش زشت و بد است بلكه كل خلقت انسان به صورت احسن تقويم است و همچنين آيات ديگري كه مقام والاي انسان را مي‌ستايند اين آيات با آيه مورد بحث چگونه سازگار است.

پاسخ همه اين سؤالات با توجه به يك نكته روشن مي‌شود و آن اين است كه خداوند نيروها و غرايز و صفاتي در انسان آفريده است كه اينها بالقوه وسيله‌ تكامل و ترقي و سعادت او محسوب مي‌شوند، بنابراين صفات و غرايز مزبور ذاتاً بد نيست، بلكه وسيله‌اي است،‌امّا هنگامي كه همين صفات در مسير انحرافي قرار گيرد و از آن سوء استفاده شود مايه‌نكبت و بدبختي و شر و فساد خواهد بود.

في المثل، همين حرص نيرويي است كه به انسان اجازه نمي‌دهد به زودي از تلاش و كوشش باز ايستد. و با رسيدن به نعمتي سير شود اين يك عطش سوزان است كه بر وجود انسان مسلّط است. اگر حرص در علم در مسير تحصيل علم و دانش به كار افتد و انسان حريص در علم و يا به تعبير ديگر تشنه و عاشق بي‌ قرار علم باشد مسلماً مايه‌ كمال او است، اما اگر آن در مسير ماديات به كار افتد مايه شر و بدبختي و بخل مي‌گردد.

به تعبير ديگر اين صفت شاخه‌ اي از حبّ ذات است و مي‌دانيم حبّ ذات چيزي است كه انسان را به سوي كمال مي‌فرستد اما اگر در مسير انحرافي واقع شود به سوي انحصار طلبي و بخل و حسد و مانند آن پيش مي‌ رود.[۳]

حرص در اصل يك مايه فطري و يك سرمايه الهي در وجود تمام انسانها است. اگر وجود انسان خالي از حرص بود، بدون ترديد دنبال هيچ برنامه‌ اي نمي‌ رفت و براي جلب هيچ خيري و دفع هيچ شري قدم بر نمي‌ داشت.

پی نوشت ها :
[۱] . تفسير نمونه ۲۵، ۲۷٫
[۲] . الميزان، ج ۲۰، ص ۱۳۵٫
[۳] . نمونه، ج ۲۵ ـ ص ۲۹٫



دسته بندی مطلب : دیدگاه قرآن کریم
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز