یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶

در طريق اقامه ي نماز توسط فرد و جامعه موانعي وجود دارد که شناخت آنها و آگاهي از نحوه ي برخورد با آنها ضروري است.به‏ طور کلي موانع نماز را مي‏توان به سه دسته تقسيم نمود: افرادي که مخالفت مي‏کنند، چيزهائي که مانع اقامه ي نماز مي‏شوند و حالاتي که با روح نماز منافات دارند.

مخالفان

دسته ي اول از موانع نماز افرادي هستند که در طول تاريخ، هميشه با نماز به مخالفت برخاسته‏اند. اکنون ضمن مراجعه به قرآن کريم از مخالفت اين‏ گونه افراد با نماز و نحوه ي مقابله ي قرآن با آنها و سرنوشتي که در انتظار آنان است، مطلع مي‏گرديم.

قرآن مجيد در اولين سوره‏اي که بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) نازل گرديد، سرگذشت و سرنوشت کسي را که مانع انجام نماز ديگري مي‏گردد، شرح مي‏دهد. قرآن مي‏فرمايد: اَرَاَيتَ الَّذي يَنهي – عَبداً اِذا صَلَّي[۱] .

«آيا آن کسي را که مانع نماز بنده ي ما مي‏شود و از اداي نماز او جلوگيري مي‏نمايد ديدي؟!» در مورد اينکه اين فرد کيست، مفسران دو نفر را ذکر کرده‏اند. برخي مي‏گويند او ابوجهل است و اوست که مي‏گفت: اگر محمد (صلي الله عليه و آله) را در حال نماز ببينم، در همان لحظه‏اي که او به سجده مي‏رود پاي خود را پشت گردن او مي‏گذارم و مي‏فشارم.

در برخي تفاسير فرد ديگري به‏ عنوان بازدارنده از نماز معرفي شده است، او وليد بن مغيره است. او چنانچه متوجه مي‏شد کسي در گوشه و کنار مشغول خواندن نماز است مانع او مي‏شد.

البته روشن است که شأن نزول آيه چه در مورد ابوجهل باشد و چه در مورد وليد، سرنوشتي که در آيه بيان مي‏شود اختصاص به اين دو ندارد. به قول مفسران شأن نزول مخصص آيه نيست، يعني بدين معنا نيست که آيه ي مزبور اختصاص به همين دو مورد دارد و بس، بلکه اين يک قضيه ي عمومي است و هر کس را که از اقامه ي نماز جلوگيري کند، شامل مي‏گردد.

خداوند در اين آيات با لحني شديد، سرنوشت چنين انسان نگون بخت و گمراهي را بيان مي‏نمايد و به او شديداً اخطار مي‏دهد که آيا متوجه عمل نارواي خود که قطع ارتباط مردم با خداست، مي‏باشد؟! آيا فکر مي‏کند مي‏تواند جلو حرکت مردم به ‏سوي خدا و ايجاد ارتباط آنها با خدا را بگيرد؟ آيا فکر مي‏کند در مقابل اين بازي خطرناک، مجازاتي براي او نيست؟ او و امثال او بدانند که چنانچه دست از اين عمل ناپسند خود برندارند، سرنوشت بسيار رقت باري در انتظار آنهاست.

قرآن نحوه ي برخورد با کسي را که از اقامه ي نماز توسط ديگران جلوگيري مي‏نمايد و دست از اين کار ناشايسته بر نمي‏دارد، اين گونه ترسيم مي‏کند:

کلاَّ لَئِنْ لَّم يَنتَهِ لَنَسفَعاً بِالنَّاصِيَةِ[۲] بالاخره ما روزي موهاي پيشاني آنها را محکم مي‏گيريم و در نهايت خفت و خواري، اين جرثومه‏هاي دروغ و خطا و گناه را که در نهايت انحطاط و پستي قرار دارند و بر پيشاني آنها مهر رسوايي و بندگي شياطين و هوا و هوس و اميال نفساني زده شده است، به ‏سوي دوزخ روانه مي‏سازيم. او در آن روز هر چه در توان دارد به ميدان مي‏آورد و ما هم مأموران آتش و دوزخ خود را به ميدان مي‏آوريم تا مشخص شود در آن روز چه کسي پيروز است.

آري قرآن با افرادي که مانع نماز مي‏گردند و به مقابله با آن بر مي‏خيزند اين گونه برخورد مي‏نمايد، برخوردي بسيار سخت و خشن و اين پايان و عاقبت بسيار بدي براي آنهاست!

البته مقابله ي افراد با نماز به دو صورت تحقق مي‏پذيرد، يک قسم به گونه ي علني و مستقيم، همانند حرکات مذبوحانه ي ابوجهل و وليد و امثال آنها که در تاريخ فراوان ديده مي‏شود.

نوع ديگر به گونه‏اي مرموز و غيرمستقيم، يعني به صورت کار فرهنگي، که اين شيوه بسيار خطرناک است. در اين نوع مقابله، شياطين با استفاده از ابراز مختلف در جهت گسترش و ترويح فساد و آماده‏سازي زمينه‏هاي تباهي و گناه و آلودگي در جامعه کار مي‏کنند، تا بدين وسيله پايه‏هاي اعتقادي جوانان سست گردد و در نتيجه ارتباط آنها با خدا کم رنگ شده، مساجد و نمازها از رونق بيفتند.

و اين مصداق بسيار روشن و بارزي از باز داشتن ديگران از نماز است. اکنون دشمنان اسلام و جريانات ناسالم و تباه‏کننده‏اي که هم خط با ابوجهل و وليد هستند، تمام تلاششان بر اين است که از عده ي نمازگزاران حتي يک نفر کاسته شود. اينک ما نمونه‏هاي بسيار روشنتر و خطرناکتري از جلوگيري از نماز در جامعه ي خود مشاهده مي‏نماييم. امروزه وارثان و ادامه‏دهندگان مسير ابوجهل به اين نتيجه رسيده‏اند که پا به گردن نماز خوانان زدن براي آنها سودي ندارد و از مقابله ي مستقيم با نماز و مسجد و نمازگزاران طرفي نمي‏بندند. آنها بسيار مرموزانه و شيطاني حرکت و تلاش مي‏کنند تا با برنامه ريزي و استفاده از انواع وسايل از قبيل فيلم، عکس، رمان و گسترش فحشا و… بندگان خدا را از خدا بازدارند و مساجد را خلوت سازند. امروزه دست پروردگان کشورهاي غربي يعني همان غربزدگان نيز تمام هنر و قلمشان و هر چه در اختيار دارند، عليه فرهنگ احياء و گسترش نماز در جامعه است.

[۱] علق / آيه ي ۹ و ۱۰٫
[۲] علق / آيه ي ۱۵٫

انگيزه ي مخالفت با نماز
چرا در طول تاريخ با نماز مخالفت شده است و چرا مبارزه با نماز جزء برنامه‏هاي روشن و هميشگي شياطين بوده است؟ به راستي انگيزه ي آنها از مخالفت و رويارويي با نماز چيست؟

قبل از بيان پاسخ، مناسب است حديث ارزشمندي را که بيانگر دلهره ي شيطان از نماز است ذکر نماييم، پيامبر مي‏فرمايند:

لايزال الشيطان ذعراً من امر المؤمن ما حافظ علي الصلوات الخمس

«شيطان پيوسته از مؤمن، تا زماني که مراقب نمازهاي پنجگانه ي خويش است، نگران است!»

فاذا ضيعهن اجترء عليه[۱] به محض اينکه نسبت به نماز لا ابالي گرديد و نماز را ضايع ساخت، اين سد استوار فرو مي‏ريزد و نگراني شيطان خاتمه مي‏يابد. در اين صورت شيطان جرأت پيدا مي‏کند و به راحتي به سراغ او مي‏رود و وي را در دام خود اسير، نموده و نقشه‏هاي سوء خود را اجرا مي‏کند. اين حديث به خوبي ترس و نگراني شيطان را از نماز نشان مي‏دهد.

اکنون با توجه به نگراني شيطان و شياطين از نماز لازم است علت نگراني و ترس آنها از نماز بررسي شود. چرا شياطين از نماز و نمازگزار مي‏ترسند و نگرانند؟ چرا هنگامي که مسلمانان در هر نقطه‏اي از دنيا به سراغ مساجد مي‏روند، به سراغ نماز و خدا مي‏روند، تمام بلندگوهاي استکباري متوجه اين حرکت شده و سعي در بازداشتنشان دارند، و با انواع اصطلاحات از قبيل بنيادگرايي، اين گونه حرکات را بزرگترين خطر تلقي مي‏کنند؟

اين سؤال، پاسخ بسيار روشني دارد، زيرا کساني که در انديشه ي تسلط بر ديگران و بردگي و بندگي آنها هستند، به خوبي درک کرده‏اند که مردمي که در پيشگاه خدا سجده نمايند و بنده ي خدا گردند، به هيچ وجه زير بار تسلط قدرتهاي پوشالي نمي‏روند و از آنها و تهديدهايشان باکي ندارند. شيطان و شياطين، مي‏دانند که نماز به‏ عنوان يک کانون مبارزه با آنهاست. در گذشته هم، همين را مي‏دانستند.

شياطين زمان شعيب (عليه السلام) هم اين را مي‏دانستند و لذا خطاب به او مي‏گفتند:

اَصَلوتُکَ تَاْمُرُکَ اَنْ نَتْرُکَ ما يَعْبُدُ اباؤُنا[۲] .

«آيا نمازت به تو دستور مي‏دهد که ما عبادت چيزهايي که پدرانمان آنها را مي‏پرستيدند رها سازيم؟!»

شياطين زمان پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز اين را خوب مي‏فهميدند و شيطانهاي امروزي هم اين پيام نماز را به خوبي دريافت کرده‏اند. هيچ زماني را نمي‏يابيد که مبارزه با نماز جزء برنامه‏هاي شياطين آن زمان نباشد!

در طول تاريخ يکي از جبهه ‏هاي مشخص و هميشه گسترده ي شيطان و دارو دسته‏ اش جبهه ي مبارزه با نماز بوده و هست، بنابراين مبارزه با نماز يک مبارزه و جنگ مقطعي نيست. اولين درگيري شيطان نيز از سجده شروع شد، منتهي در گذشته شياطين به ‏خاطر کم تجربگي، ناشيانه به جنگ نماز مي‏رفتند، اما امروزه بر اثر تخصص در شيطانگري، خيلي آگاهانه، ماهرانه و مرموزانه به مقابله با نماز بر مي‏خيزند.

امروزه از راه قلم، فرهنگ، فيلم، رمان، داستان و کتاب به جنگ نماز مي‏آيند. اي کاش مسلمانان عناصر ضد نماز و دشمنان نماز را مي‏شناختند! امروزه به حق مي‏توان ادعا کرد که يکي از برنامه‏هاي اصلي شيطان بزرگ آمريکا به عنوان کانون همه ي رذالت‏ها و ضديت‏ها با همه ي فضيلتها، مخالفت با نماز است.

خلوت شدن مساجد در جهان اسلام، بي‏توجهي به عبادات و مراکز عبادي، امري تصادفي نيست! هم اکنون در بسياري از نقاط جهان اسلام نمي‏توانيد مراکز عبادي پيدا کنيد، آنگونه که شايسته است، از شکوه بايسته‏اي برخوردار باشد! آنقدر کانالهاي مختلف و خطرناک تلويزيوني و راديويي براي جوامع اسلامي ايجاد نموده‏اند و آنقدر موانع به سر راه نماز تراشيده‏اند که نماز به سختي مي‏تواند در چنين وضعيتي خودي نشان دهد.

[۱] بحار / ج ۸۲ / ص ۲۲۷ – مستدرک / ج۱ / ص ۱۷۲٫
[۲] هود / آيه ي ۸۷٫

رمز نگراني شياطين از اقامه ي نماز
دقت در آيات قرآن، بويژه در آيات سوره ي معارج، رمز اين قضيه را روشن مي‏سازد. خداوند در اين سوره مي‏فرمايد:

اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً – اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً – و اِذا مَسَّهُ الخَيرُ مَنُوعاً[۱] .

«به ‏تحقيق انسان مخلوقي حريص است، چون شر و زياني به او رسد، سخت جزع و بي قراري کند و هنگامي که خيري به او رو کند، بخل ورزد و منع احسان کند.»

در کلمه ي «هلوع» دو مفهوم نهفته است. هلوع يعني کسي که هم حريص است و هم بسيار ناآرام و بي‏صبر، هم جزع کننده است و هم فرياد بر آورنده. هلوع يعني حريصي که هميشه دلهره دارد، طبيعت انسان هلوع اين گونه است که به محض اينکه يک ناخوشايندي به او برسد خودش را مي‏بازد؛ بي‏تابي و جزع و فزع مي‏کند؛ داد و فريادش بلند مي‏شود و چنانچه خيري شامل حال او گردد و از نعمت و امکاناتي برخوردار شود، کمترين خيري از او به ديگران نمي‏رسد. «منوع» يعني کسي که به شدت از بهره‏مند شدن ديگران جلوگيري مي‏کند. مثلاً کارخانه‏داري است که از قِبَل کارخانه و دسترنج کارگرانش بهره‏هاي فراواني عايدش مي‏گردد، اما به کارگر مريض و دردمند خود که شايد اين مريضي براي او مرگ آور هم باشد، کمترين کمکي نمي‏کند.

براي فهم عمق قضايا خوب است آثار جزوع بودن و منوع بودن را خوب بررسي و شناسايي کنيم، ابتدا مناسب است براي نيل به هدف فوق سؤالي را مطرح نماييم.

سؤال: کدام ملت و چه افرادي خود را در خدمت بيگانگان قرار مي‏دهند؟ چه وقت انسان براي رسيدن به هدف پست فردي خويش، حاضر است شرافت اجتماعي و مکتبي و همه چيز خود و جامعه را زير پا بگذارد؟ چه وقت انسان، تسليم اراده ي‏ اجانب مي‏گردد؟ و چه وقت است که انسان عليه منافع خود و جامعه ي خويش اقدام مي‏کند؟ چه وقت است که انسان عليه انسانيت قيام مي‏نمايد و با تمام وجود در محو انسانيت سعي و تلاش مي‏کند؟

پاسخ: با تفحص در آيات قرآن مي‏توانيم چنين پاسخ دهيم: آن وقتي که انسان جزوع و منوع باشد، در آن صورت، انسان موجودي سقوط کرده و جامعه نيز جامعه‏اي بيچاره خواهد بود. جامعه‏اي که افرادش در برابر مشکلات نتوانند صبر نمايند و کمبودها را تحمل کنند و توجه نداشته باشند که براي رسيدن به استقلال فکري، سياسي و اقتصادي بايد صبر و استقامت پيشه‏ کنند، بلکه برعکس در مقابل مشکلات و کمبودهاي جاري بي تابي نمايند. اين ‏گونه برخورد و اين جزع و فزع، فرصت خوبي است براي شياطين و زمينه ساز تسلط استکبار و سقوط در دام آنهاست.

به ‏طور قطع جامع ه‏اي که انسانهاي ناتوانش جزوع باشند و انسانهاي توانمندش منوع، لقمه ي مناسبي براي شياطين است. جامعه‏اي که افرادش در هنگام نداري به کائنات بد و بيراه بگويند و به محض دارا شدن درد نداري را فراموش کرده، منوع گردند، براي حفظ شرافت خويش هيچ انگيزه‏اي نمي‏توانند داشته باشند. در جامعه‏اي که ثروثمندانش بي درد و از جمع‏آوري امکانات و ثروت فقط در انديشه ي تکاثر باشند (اَلْهيکُمُ التَّکاثُرُ)[۲] که البته تکاثر اموال، مردم را به لهو وا داشته، آنها را پوچ و از درون پوک مي‏سازد و اين يعني صاف‏ترين جاده براي حرکت شيطان. آيا فکر مي‏کنيد براي تسلط بيگانگان بر چنين جامعه‏اي مانع و مشکلي وجود دارد؟ آن کس که فقط در انديشه ي خود است و در فکر احتکار و گنج کردن است، آيا چنين کسي و جامعه‏اي که متشکل از او و امثال اوست مي‏توانند روي سعادت را ببينند؟

اکنون جاي اين سؤال است که چه چيزي مي‏تواند انسانها و جوامع را از اين حالت نجات دهد و از لقمه ي لذيذي براي شيطان بودن برهاند؟ قرآن مي‏فرمايد: نماز و فقط نماز. اِلاَّ المُصَلّينَ – اَلَّذينَ هُم عَلي صَلوتِهِمْ دائِمُونَ[۳] «آنان‏ که با نماز پيوند دائمي دارند، از جزع و فزع و هلوع و منوع بودن در امانند.» آنها در فضاي مطمئني که نماز و عبادت و بندگي پروردگار برايشان پديد آورده است، رها از دام شيطان و شياطين زندگاني مي‏کنند. ملتي که در مکتب نماز وارد شود و اِيَّاکَ نَعْبُدُ وَ اِيّاکَ نَسْتَعينُ را از عمق جان ترنم کند، نه از هيچ قدرتي مي‏هراسد و نه دست ذلت به جانب ديگران دراز مي‏کند.

موحد چو ريزي زر در برش
و يا تيغ هندي نهي بر سرش
اميد و هراسش نباشد ز کس
بر اين است مبناي توحيد و بس

در مکتب نماز، امثال بلال، ابوذر، سلمان و مقدادي بوجود مي‏آيند که براي رسيدن به اهداف عالي، به استقبال مشکلات و گرفتاري‏ها مي‏روند و به آنها عشق مي‏ورزند. فقر را همانند نبي اکرم (صلي الله عليه و آله) افتخار خود مي‏دانند.[۴] يعني فقري که بر اثر مبارزه و مواجهه با شيطان و عوامل آن برايشان اتفاق افتاده است، فقري که به دليل يورش تمامي شيطانها بر حق طلبان بوجود آمده است، اين فقر و اين گونه مشکلات افتخار آنهاست.[۵] جامعه‏اي که از تنگناها و کمبودهاي ايجاد شده بر اثر حرکت و مبارزه، کمبودهايي که جزء لاينفک و طبيعي يک مبارزه ي بي‏امان است، به ستوه نيايد و آن را دليلي بر خشم شيطان نسبت به اهداف خويش شمرده و تنگ‏تر شدن آن را دليلي بر نزديک شدن به مقصد و به ثمر نشستن مبارزه ي خود بداند، چنين جامعه‏اي در حال کسب عظمت و تعالي و برخوردارشدن از استقلال و بهره‏مندي از خيرات و برکات آن است.

امروزه شياطين استکباري جهان، بويژه آمريکا در تلاشند که زمينه ي لازم را براي سلطه ي همه جانبه ي خود در ابعاد فکري، سياسي و اقتصادي در ميان ملل مسلمان ايجاد نمايند.

آنها تلاش مي‏کنند که انگيزه‏هاي مصرف حتي مصارف کاذب را در اين گونه جامعه‏ها افزايش دهند.

از يک طرف با تبليغ اجناس، مصرف گرايي کاذب را ايجاد مي‏کنند و عطش و تشنگي مصرف را افزايش مي‏دهند و از طرف ديگر با برنامه‏هاي حساب شده از تهيه و توليد آنچه پاسخ گوي اين عطش در داخل کشورهاي اسلامي است جلوگيري مي‏نمايند، تا همه را در حالت تشنگي کامل نگه داشته، ذلت وابستگي به خود را، به‏ عنوان شربت گوارا در کام مردم مسلمان بريزند و تنها خود را پاسخگوي مصارف آنها جلوه دهند و از اين طريق چپاولگري خود را ادامه داده، ثروتهاي ملتها را به يغما ببرند.

از اينجا راز مخالفت شياطين با نماز آشکار مي‏گردد. آنها دريافته‏اند که ملتها در مکتب نماز درس استقامت و پايداري آموخته[۶] ، مشکلات را تحمل مي‏کنند و فقط به حاکميت و استقرار اسلام مي‏انديشند. آنها دريافته‏اند که جوانان و نوجواناني که به مسجد مي‏آيند، ديگر لقمه ي لذيذي براي آنها نيستند و از طريق چنين دختران و پسران نمازگزاري، نمي‏توانند تمايلات شيطاني خود را در جامعه اجرا کنند!

اگر پرده‏ها کنار رود و تيرهاي مؤثر و کشنده‏اي که از ناحيه نماز و مراکز عبادت به قلب شيطانها نشسته و مي‏نشيند، مشاهده گردد، آن ‏گاه معلوم مي‏شود که در طول تاريخ، به‏اصطلاح دلهاي شياطين چقدر از نماز خون بوده است و نيز روشن مي‏گردد که چرا شياطين نماز و مساجد را اين‏ گونه هدف توطئه‏هاي خود قرار داده‏اند؟ چرا اين همه فيلمهاي مبتذل، قلمهاي مسموم، هنرهاي جدا شده از هنر و مجموعه ي امکانات ديگر براي تضعيف نماز و مساجد به کار گرفته مي‏شود. چرا؟ اينجاست که وظيفه ي سنگيني بر عهده ي ماست.

پدران! مادران! معلمان و اي همه ي کساني که دست اندرکار مسائل تربيتي هستيد! شما که نگران فرزندان خود هستيد، عالي‏ترين مبناي تربيت، ترويج نماز و آشنا ساختن فرزندان و نوجوانان و جوانان به نماز و مراکز عبادت است.

با کمک نماز و اقامه ي با شکوه آن خود و فرزندان و جامعه ي خود را در مقابل انواع توطئه‏هاي شياطين جني و انسي و تهاجمات استکبار جهاني بيمه نماييم. زيرا آنجايي که عزت نماز است، ذلت وابستگي نيست، آنجايي که عبادت الرب است، عبادت الناس ديده نمي‏شود.

[۱] معارج / آيه ي ۱۹، ۲۰ و ۲۱٫
[۲] تکاثر / آيه ي ۱٫
[۳] معارج / آيه ي ۲۲ و ۲۳٫
[۴] الفقر فخري (بحار / ج ۷۲ / ص ۳۲).
[۵] فقر، انواع مختلفي دارد که برخي از آنها پسنديده و برخي ديگر نکوهيده است. از فقرهاي نکوهيده مي‏توان به فقري که محصول تنبلي و تن پروري و عدم استفاده ي مناسب از امکانات خدادادي است، اشاره نمود. که آن فقر ذلت و با کفر مرز مشترکي دارد. کاد الفقران يکون کفرا. (بحار / ج ۷۳ / ص ۲۵۷).
[۶] و استعينوا بالصبر و الصلاة.

روش هاي مقابله ي شياطين با نماز
مبارزه ي شيطان و شياطين با نماز اشکال و روشهاي مختلفي دارد. بديهي است که آنها را بايد شناخت و در برابر آنها مقاومت نمود و مبارزه کرد. اکنون ممکن است اين سؤال از طرف خواننده ي محترم مطرح گردد که وظيفه و مسؤوليت ما به عنوان يک نمازگزار چيست؟ به‏ طور قطع هيچ راهنمايي مطمئن‏تر از قرآن و روايات نيست، زيرا آيات قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام، ضمن معرفي دشمنان سعادت انسانيت و بيان توطئه‏ها و ترفندهاي آنها، شيوه و روش مبارزه و خنثي سازي حيله‏هاي دشمنان را به ما مي‏آموزند.

اکنون برخي از آن ترفندها و روشهاي مقابله ي با آن‏ها را در آيات و روايات بررسي مي‏نماييم.

برچسب رياکاري
نکته ي روشن و مسلم آن است که نماز را فقط به خاطر خدا بايد اقامه نمود و در آن ريا و خودنمايي نبايد باشد، که در آن صورت نماز باطل است، زيرا نماز از خود گذشتن و فراموش کردن خويش است، نه خود را به ياد آوردن و مطرح کردن خويش، اما شياطين از همين مطلب و اعتقاد که مسلمان بايد کارش را فقط به خاطر خدا انجام دهد، عليه نماز استفاده مي‏نمايند. آنها به فرد نمازگزار به طور مستمر القاء مي‏کنند که تو رياکار هستي! آنها با وسوسه‏هاي پنهاني، حضور در مساجد و مراکز عبادي و اقامه ي نماز در معرض ديد ديگران و تظاهر به نماز را يک امر رياکارانه جلوه مي‏دهند. در نتيجه بر اثر اين گونه تبليغات سوء، افراد براي گريز از به ‏اصطلاح رياکاري، از علني شدن در مراکز عبادت و تلاش در امر اقامه ي نماز و انجام اعمالي همچون اذان گفتن و به جاي آوردن نماز در اول وقت، خودداري مي‏نمايند.

مرز ريا
نکته ي بسيار مهمي که در نماز و ساير عبادات بايد به آن توجه داشت، تشخيص ريا از غير رياست. عدم توجه به اين مطلب در برخي موارد ما را دچار عمل ريايي مي‏کند و در موارد بيشتري، از انجام اعمال صالح به بهانه ي ريايي بودن باز مي‏دارد، و اين نوعي ديگر از وسوسه‏هاي شيطان است. بنابراين عدم حضور در نماز جماعت و يا ترک ساير امور عبادي به شائبه ي رياکاري، عمل صحيحي نيست. بديهي است صرف تظاهر و نشان دادن انجام عمل صالح، ريا نيست.

امام صادق (عليه السلام) در حديثي مي‏فرمايد:

و لايکون الرجل مرائياً باظهار عمل صالح

بلکه شايسته و لازم است براي تشويق ديگران، اعمال صالح در جامعه، به ‏طور علني انجام پذيرد.

مرز ريا و غير ريا، قصد اظهار عمل و اظهار خود است، ترويج عمل و تبليغ خود است، ساخت مسجد و تبليغ آن و جمع کردن مردم به اين نيت که مسجد سازي معمول گردد و يا اينکه اعلام شود فلاني مسجد ساخته است! تشخيص هم به عهده ي خود انسان است. تفاوت ريا و غير ريا در اينجاست! قطعاً، انجام علني فريضه‏اي از فرائض الهي، بدون انگيزه ي خودنمايي، دعوت به آن است و ريا نيست.حضور در نماز جماعت ريا نيست، بلکه شکوه اسلام است.

در فرائض الهي نبايد پرده پوشي نماييم ، زيرا آنها شعائر دين و نشانه‏هاي اسلام هستند. چه اشکالي دارد هنگامي که قصد نماز جمعه را داريد ضمن مطلع ساختن فرزندان يا همسايگان خود، از آنها براي آمدن به نماز جمعه دعوت کنيد. و يا چنانچه افرادي خمس و زکات مي‏پردازند، ديگران نيز مشاهده نمايند و آنها نيز تشويق شوند. بايد شعائر اسلامي و عمل به دستورهاي الهي در جامعه به چشم بخورد.

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) طي حديث بسيار ارزشمندي مي‏فرمايد:

اذا اتي الشيطان احدکم و هو في صلاته فقال انک مرائي فليطل صلاته[۱] .

«هنگامي که يکي از شما در حال نماز است و شيطان در آن حال به سراغ او آمد و به او گفت که تو ريا کار هستي، او بايد نمازش را طولاني نمايد.»

به هر صورت بايد دقت نمود و شبکه‏هاي مختلف صيادي شيطان را شناخت. شيطان گاهي به شيوه ي برخورد خشن، ابوجهل وار به جنگ نماز مي‏آيد. و گاهي در شکل فيلمهاي مبتذل و گاهي نيز از راه فرهنگ نماز به جنگ نماز مي‏شتابد. مي‏گويد اي نمازگزار، مگر ريا کاري زشت و ناپسند نيست؟ پس بهتر است نمازت را در داخل خانه بخواني، آيا به مسجد مي‏روي که مردم تو را ببينند؟ خودنمايي کني تا مردم بگويند فلان کس آدم مؤمني است؟!

وقتي که از بسياري سؤال مي‏شود چرا در مسجد حضور پيدا نمي‏کنند و يا در نماز جمعه شرکت ندارند؟ همين مطالب را مطرح مي‏نمايند. ديگران در ذهنشان اين‏ گونه القاء کرده‏اند که:

«مگر بندگي خدا به اين است که انسان فقط به مسجد برود. مگر بندگي خدا به اين است که من خودم را در مابين مردم مطرح کنم که نمازگزارم و متعهدم. من در داخل خانه نمازم را مي‏خوانم، جايي که من باشم و خداي خودم، با او خلوت مي‏کنم، من رياکار نيستم و رياکار تربيت نشده‏ام و نمي‏خواهم زياد خودم را در ميان مردم مؤمن و نمازگزار و … معرفي کنم و جا بزنم. ما اهل اين کارها نيستيم!»

اين همان شبکه ي صيدي است که شيطان گسترده است و پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين حديث شريف به آن عنايت دارد و مي‏فرمايد: همان نمازي را که شيطان مي‏گويد، قطعش کن و يا سريعتر تمامش کن، الان ديگران تو را مي‏بينند و اين ريا و خودنمايي است، تو بدان که شيطان تو را وسوسه مي‏کند، فريب او را مخور! نمازت را طولاني‏تر نما.

روشن است که يکي از مصاديق مبارزه ي با شيطان همين جاست. متأسفانه گاهي اين ترفند شيطان توسط دوستان و اقوام القاء مي‏گردد و آنها نمي‏دانند و توجه ندارند که خود اسير دام شيطانند و پايشان در تورهاي رنگارنگ شيطان دچار آمده و راه حرکت بر آنها بسته شده است.

[۱] بحار / ج ۷۲ / ۲۹۵ – وسائل / ج ۴ / ص ۶۸۸٫

عبادت همان خدمت به خلق است!
شياطين در بسياري از مواقع با کمک ابزار هنر به مبارزه ي با نماز مي‏پردازند، و با تهيه و ساخت امور هنري و رواج آن در جامعه سعي در ايجاد فاصله بين نماز و مردم مي‏نمايند، که به عنوان نمونه مي‏توان به اين شعر اشاره کرد:

عبادت بجز خدمت خلق نيست
به تسبيح و سجاده و دلق نيست

چه کسي مي‏تواند چنين ادعايي داشته باشد که عبادت بجز خدمت خلق نيست؟! در صورتي ‏که چنانچه تمام عمر انسان، صرف خدمت به مردم شود و بر فرض که چنين توفيقي را بيابد، قطعاً بدون نماز ارزشي نخواهد داشت. روح کارها نماز است، روح خدمت به مردم نماز است، همه جا قبل از زکات، نماز است. مساعدتها و کمک‏ها بدون نماز، يعني هيچ.

شراب و قمار
در قرآن از شراب و قمار به‏ عنوان موانع اقامه ي نماز ياد شده است.

قرآن در اين باره مي‏فرمايد:

اِنَّما يُريدُ الشَّيطانُ اَن يُّوقِعَ بَينَکُمُ العَداوَةَ و البَغضاءَ فِي الخَمرِ و المَيسِرِ و يَصُدَّکُم عَن ذِکرِ اللّهِ و عَن الصَّلوةِ فَهَل اَنتُم مُّنتَهُونَ[۱] .

در اين آيه ي شريفه، شراب و قمار به عنوان پديده هاي زشت و پليد و فتنه انگيز و از ابزار شيطان معرفي شده‏اند.

کلمه ي رجس که در آيه ي قبل آمده است،[۲] بيانگر خطرهاي اين پديده‏هاي شوم است. اينها از شبکه‏ها و راههاي به ‏هم پيوسته ي شيطان است که شيطان به ‏وسيله ي آنها به جنگ انسانيت مي‏آيد و بدين ‏وسيله آدميان را از درون تهي نموده، تباهي و بدبختي فرد و جامعه را فراهم مي‏سازد. لذا قرآن دستور مي‏دهد که بدون درنگ از اين امور بپرهيزيد، اميد است که جامعه ي رستگاري داشته باشيد.

نکته ي قابل تأملي که در آيه ي شريفه به چشم مي‏خورد اين است که با وجود آثار سوء ماده خبيثي چون شراب که مشکلات متعدد اقتصادي به دنبال دارد و سلامت جسمي فرد، خانواده و جامعه را به خطر مي‏اندازد و چه بسا براي نسل‏هاي آينده نيز عوارض ناگواري داشته باشد و علاوه بر آن، سلامت روحي فرد و جامعه را نيز زايل مي‏سازد، اما آيه ي شريفه مساله را در يک فضاي ديگر مورد بحث و بررسي قرار مي‏دهد و انگشت روي علت العلل پليدي شراب و ساير پليدي‏هاي ذکر شده مي‏گذارد.

قرآن مي‏فرمايد:

اِنَّما يُريدُ الشَّيطانُ اَن يُّوقِعَ بَينَکُمُ العَداوَةَ و البَغضاءَ شيطان از طريق اين پليدي‏ها و ناپاکي‏ها چند هدف و نقشه ي خطرناک و زشت دارد.

شيطان مي‏خواهد به واسطه ي شراب و قمار دشمني، خشم و کينه را در جامعه ايجاد نمايد. اين کاملاً طبيعي است، زيرا کسي که در يک لحظه تمام هستي خود را در يک قمار از دست مي‏دهد، آيا نمي‏خواهد با تمام وجود، هستي طرف را از بين ببرد؟ و مگر در شراب خوارگي حالت ديگري جز حالت درندگي به انسان دست مي‏دهد؟ و اما اثر مخرب‏تر شراب و قمار اين است که اين دو شما را از ياد خدا و نماز باز مي‏دارد.

آن نمازي که به‏ عنوان نياز فرد و جامعه مطرح است و بدون آن انسان به سعادت نمي‏رسد، شراب و قمار مانع آن مي‏گردند و موجب قطع ارتباط با خدا مي‏شوند. زيرا کسي که با پيمانه پيمان بست با خدا نمي‏تواند پيماني داشته باشد. و آن کسي که عابد خمر شد عابد خدا نمي‏گردد. و اين نقش بازدارندگي شراب و قمار از ياد خدا و نماز در برابر ساير آثار سوء آن دو، امري قابل تأمل و دقت است! و اين مضمون خطاب قرآن به انسانهاست که مي‏فرمايد: اي انسانها و اي جامعه ي انساني که بايد از طريق عبادت و بندگي پروردگار تکامل پيدا کنيد، آيا از اين گونه امور و پديده‏هاي شوم که شما را از موجبات کمال که ياد خدا و نماز باشد باز مي‏دارد، دست برمي‏داريد يا نه؟!

[۱] مائده / آيه ي ۹۱٫
[۲] يا اَيُهَا الَّذينَ امَنُوا اِنَّما الخَمرُ و المَيسِرُ و الاَنصابُ و الاَزلامُ رِجسٌ مِّن عَمَلِ الشَّيطانِ فَاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ (مائده / آيه ي ۹۰).

غفلت و ريا

قرآن همان‏ گونه که با افراد و اشيايي که مانع نماز هستند به مقابله برخاسته است و با آنها با شدت برخورد مي‏نمايد، با حالاتي که نابود کننده ي نماز و ضد نماز است نيز برخورد شديد دارد.

قرآن دو حالت را ذکر مي‏کند که سنخيت و تناسبي با نماز ندارد: غفلت و ريا.

غفلت
غفلت در نماز، نماز را از درون تهي مي‏سازد. در قرآن و روايات، شخص نمازگزار به شدت از سهو، فراموشي و عدم تمرکز حواس بر حذر داشته شده است.[۱] و از کساني که نماز را به ‏عنوان يک اصل و فريضه ي بزرگ الهي برگزيده‏اند، خواسته شده مراقب و مواظب نماز و شرايط آن باشند و هنگامي که به اقامه ي آن مي‏پردازند، ذهنشان حضور مستمر و دائمي داشته باشد.

[۱] فَوَيلٌ لِّلمُصَلّينَ – الذينَ هُم عَن صَلوتِهِم ساهُونَ (- ماعون / آيه ي ۴ و ۵ ).

ريا
حالت دوم حالت ريا و خودنمايي است.[۱] يعني حالت و وضعيتي که انسان در فکر و انديشه ي بندگي خدا نيست، بلکه او در فکر نقشه‏ها و نيرنگ‏هاي خود است. در حال مطرح ساختن خويش است. او همه چيز را در خدمت خود مي‏خواهد، حتي عبادت و خدا را.

عبادت يعني خود را براي خدا دانستن و خواستن، ولي انسان ريا کار خدا را براي خود مي‏خواهد!

عبادت يعني تسليم و رام شدن در مقابل پروردگار، سجده يعني خضوع و خشوع کامل در برابر خدا، همه چيز را رها کردن و در پيشگاه خدا خاضعانه و خاشعانه به خاک افتادن، اما ريا کار در فکر مطرح کردن روح چموش خويش است، حتي از طريق عبادت.

واي به ‏حال کسي که اولين گامش در نماز که فلسفه ي آن تسليم و رام شدن است، تازه اول طغيانش باشد و نماز را به‏ عنوان وسيله‏اي بزاي مطرح کردن خود و نظاره کردن ديگران بداند، و اين سرآغاز بديها و زشتي‏هاي اوست. چنين حالتي آفت نماز و خوره ي آن است.

پی نوشت :
[۱] اَلَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ (ماعون / آيه ي ۶).
مولف : غلامعلي نعيم‏ آبادي



دسته بندی مطلب : مقالات
برچسب ها :
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز