دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : از عبادت به اندازه‌اي كه توان داريد، برگيريد; زيرا خداوند خسته نمي‌شود مگر آن گاه كه شما خسته شويد.

۱۰۷ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : لا تُكَرِّهوا الي أنفسكم العباده[۱].

امام صادق ـ عليه السّلام ـ : عبادت را به نفس‌هاي خود تحميل نكنيد.

كوتاهي در عبادت

۱۰۸ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ (في صفه الملائكه): و انّهم علي مكانهم منك، و منزلتهم عندك، و استجماع أهوائهم فيك، و كثره طاعتهم لك، و قلّه غفلتهم عن أمرك، لو عاينوا كنه ما خفي عليهم منك لحقّروا أعمالهم، و لزرفا أنفسهم، و لعرفوا أنّهم لم يعبدوك حقّ عبادتك، و لم يطيعوك حقّ طاعتك[۲].

امام علي ـ عليه السّلام ـ در توصيف فرشتگان مي‌فرمايد: آنان با همه مقام و منزلتي كه نزد تو دارند و با اين كه همه‌ي دلخواهشان منحصر در توست و با وجود كثرت طاعتشان از تو و اندك بودن غفلتشان از امر تو، اگر حقيقت آنچه از تو را كه بر آنان پوشيده است مشاهده كنند، بي گمان اعمال خود را ناچيز شمارند و خويشتن را سرزنش كنند و پي برند كه تو را چنان كه شايسته‌ي عبادت توست عبادت نكرده‌اند و آن سان كه سزاوار فرمانبري از توست فرمان نبرده اند.

۱۰۹ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : قال اللّه عزّوجّل: لا يتّكل العاملون علي أعمالهم الّتي يعملون بها لثوابي؛ فانّهم لو اجتهدوا و أتعبوا أنفسهم أعمارهم في عبادتي كانوا مقصّرين، غير بالغين في عبادتهم كنه عبادتي فيما يطلبون من كرامتي[۳].

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : خداي عزوجل فرموده است: آنها كه براي ثواب من عمل مي‌كنند، نبايد به اعمالي كه انجام مي‌دهند تكيه كنند; زيرا اگر همه‌ي عمر در عبادت من بكوشند و خود را به رنج و زحمت اندازند، باز حقّ آن را ادا نكنند و به كنه عبادت من كه در طلب بخشش و كرامت من انجام مي‌دهند نرسند.

۱۱۰ـ قال الامام الكاظم ـ عليه السّلام ـ : عليك بالجدّ، لا تخرجنّ نفسك من حدّ التّقصير في عباده اللّه عزّوجّل و طاعته; فانّ اللّه لا يعبد حقّ عبادته[۴].

امام كاظم ـ عليه السّلام ـ : همواره بكوش و هرگز خود را در عبادت و طاعت خداي عزّوجلّ بي‌تقصير مدان; زيرا خداوند آن گونه كه شايسته‌ي پرستش است، پرستش نمي‌شود.

۱۱۱ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : أكثر من أن تقول: اللّهم لا تجعلني من المعارين و لا تخرجني من التّقصير. قال: قلت: أمّا المعارون فقد عرفت أنّ الرّجل يعار الدّين ثمّ يخرج منه، فما معني لا تخرجني من التّقصير؟ فقال: كلّ عمل تريد به اللّه عزّوّجل فكن فيه مقصّرا عند نفسك; فانّ النّاس كلّهم في أعمالهم فيما بينهم و بين اللّه مقصّرون الاّ من عَصَمَهُ اللّه عزّوجّل[۵].
بسيار بگو: خدايا! مرا از عاريه داران قرار مده و از حد تقصير بيرونم مبر. راوي مي‌گويد: عرض كردم: معناي عاريه داران را مي‌دانم كه مردي دين را به طور عاريه مي‌گيرد و سپس از آن خارج مي‌شود. اما معناي «مرا از حد تقصير بيرونم مبر» چيست؟ حضرت فرمود: هر كاري كه براي خدا انجام مي‌دهي خود را در آن مقصر بدان; زيرا همه‌ي مردم در كارهايي كه براي خدا مي‌كنند، مقصر هستند مگر كسي كه خداي عزوجل نگهش دارد.

۱۱۲ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ (لجابر): يا جابر! لا أخرجك اللّه مِن النّقص و (لا) التّقصير[۶].

امام باقر ـ عليه السّلام ـ به جابر فرمود: اي جابر! خداوند تو را از كاستي و تقصير بيرون نبرد.[۷]

۱۱۳ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ (في خلقه الملائكه): أما انّهم علي مكانتهم منك، و طاعتهم اياك، و منزلتهم عندك، و قلّه غفلتهم عن أمرك، لو عاينوا ما خفي عنهم منك لاحتقروا أعمالهم، و لأزروا علي أنفسهم، و لعلموا أنّهم لم يعبدوك حقّ عبادتك، سبحانك خالقا و معبودا![۸].

امام علي ـ عليه السّلام ـ درباره آفرينش فرشتگان مي‌فرمايد: آنان با همه‌ي منزلتي كه نزد تو دارند و طاعتي كه مي‌كنند و جايگاهي كه نزدت دارند و كمتر از كار تو غافل و بي خبرند، اگر آن چه را از (عظمت) تو بر آنها پوشيده است مشاهده كنند، هر آينه اعمال خود را ناچيز شمارند و خويشتن را سر زنش نمايند و در يابند كه تو را چنان كه حق توست بندگي نكرده اند. پاكي تو اي آفريدگار و اي معبود!
۱۱۴ـ عنه ـ عليه السّلام ـ (في المناجاه): الهي! ان كنت لا ترحم الاّ المجدّين في طاعتك فإلي من يفزع المقصّرون؟! و ان كنت لا تقبل الاّ من المجتهدين فإلي من يلتجئُ المفرّطون؟![۹].

امام علي ـ عليه السّلام ـ (در مناجات): الهي! اگر تو تنها به كساني رحم كني كه در طاعت تو مي‌كوشند، پس تقصير كاران به سوي چه كسي بگريزند و اگر تنها از كساني مي‌پذيري كه سختكوشند پس كوتاهي كنندگان به چه كسي پناه برند؟

پاداش اخلاص در عبادت

۱۱۵ـ قال الامام الحسين ـ عليه السّلام ـ : من عبداللّه حقّ عبادته آتاه فوق أمانيه و كفايته[۱۰].

امام حسين ـ عليه السّلام ـ : هر كه خدا را چنان كه حق عبادت اوست عبادت كند، خداوند برتر از آرزوها و بيشتر از حد كفايتش به او عطا فرمايد.

۱۱۶ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : اذا قال (أي العبد): اياك نعبد، قال اللّه عزّوجّل: صدق عبدي اياي يعبد، اشهدكم لاثيبنّه علي عبادته ثوابا يغبطه كلّ من خالفه في عبادته لي[۱۱].

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : هر گاه (بنده) بگويد: تنها تو را بندگي مي‌كنيم. خداي عزّوجلّ فرمايد: بنده ام راست مي‌گويد. او فقط مرا بندگي مي‌كند; شما را گواه مي‌گيرم كه به او براي عبادتش چنان پاداشي دهم كه هر كس بر خلاف عبادت او رفته بر وي رشك برد.

۱۱۷ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ : لا يكون العبد عابداً لله حقّ عبادته حتّي ينقطع عن الخلق كلّه اليه، فحينئذ يقول: هذا خالص لي فيتقبّله بكرمه[۱۲].

امام باقر ـ عليه السّلام ـ : بنده، خدا را چنان كه سزاوار است عبادت نكند مگر آن گاه كه از همه‌ي خلايق ببرد و به او روي آورد; در اين هنگام است كه خداوند مي‌فرمايد: اين بنده‌ي خالص من است; پس با كَرَم خود او را مي‌پذيرد.

موانع لذت بردن از عبادت

۱۱۸ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : كيف يجد لذّه العباده من لا يصوم عن الهوي؟![۱۳].

امام علي ـ عليه السّلام ـ : چگونه لذت عبادت را بچشد، كسي كه از هوي و هوس باز نمي‌ايستد؟

۱۱۹ـ قال المسيح ـ عليه السّلام ـ : بحقّ أقول لكم: انّه كما ينظر المريض الي طيب الطّعام فلا يلتذه مع ما يجده من شدّه الوجع، كذلك صاحب الدّنيا لا يلتذّ بالعباده و لا يجد حلاوتها مع ما يجد من حبّ المال[۱۴].

مسيح ـ عليه السّلام ـ : حقيقتي را به شما بگويم:همان گونه كه شخص بيمار به خوراك خوب و خوشمزه مي‌نگرد اما به سبب درد شديدي كه دارد از آن لذتي نمي‌برد، دنيا دار نيز با وجود مال دوستي از عبادت لذت نمي‌برد و طعم شيرين آن را نمي‌چشد.

۱۲۰ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : بحقّ أقول لكم: من لا ينقّي من زرعه الحشيش يكثُر فيه حتّي يغمره فيفسده، و كذلك من لا يخرج من قلبه حبّ الدّنيا يغمره حتّي لا يجد لحبّ الآخره طعما[۱۵].

حقيقتي را به شما بگويم: كسي كه علف‌هاي هرز زراعت خود را وجين نكند، آن علف‌ها زياد مي‌شود تا جايي كه تمام مزرعه را فرا مي‌گيرد و زراعت را از بين مي‌برد; همچنين كسي كه دوستي دنيا را از دلش بيرون نكند، دنيا دوستي دلش را فرا گيرد تا جايي كه طعم آخرت دوستي را نچشد.

۱۲۱ـ في أخبار داود ـ عليه السّلام ـ : ما لأوليائي و الهمّ بالدّنيا؟ انّ الهمّ يذهب حلاوه مناجاتي من قلوبهم. يا داود! انّ محبّتي من أوليائي ان يكونوا روحانيين لايغتمّون[۱۶].

در خبرهاي داود ـ عليه السّلام ـ آمده است: دوستان مرا چه به غم دنيا خوردن؟ غم دنيا شيرني مناجات را از دل‌هايشان مي‌برد. اي داود! من دوست دارم كه دوستان من روحاني باشند و غم دنيا را به خود راه ندهند.

رها كردن عبادت

۱۲۲ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : ما أقبح الفقر بعد الغني، و أقبح الخطيئه بعد المسكنه! و أقبح من ذلك العابد للّه ثمّ يدع عبادته[۱۷].

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : چه زشت است نيازمندي پس از توانگري و چه زشت است گناه با وجود درويشي و ضعف و زشت‌تر از اينها كار كسي است كه عبادت خدا را پيشه كند و سپس آن را رها سازد.

۱۲۳ـ قال الامام الكاظم ـ عليه السّلام ـ : ما أقبح الفقر بعد الغني، و أقبح الخطيئه بعد النّسك! و أقبح من ذلك العابد للّه ثمّ يترك عبادته[۱۸].

امام كاظم ـ عليه السّلام ـ : چه زشت است نيازمندي بعد از توانگري و چه زشت است گناه به دنبال عبادت و زشت تر از اينها كار كسي است كه عبادت خدا را پيشه كند و سپس از عبادتش دست شويد.

همه‌ مردم بندگان خدايند

۱۲۴ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : لا يقولنّ أحدكم: عبدي و لا أَمَتي، كلّكم عبيد اللّه و كلّ نسائكم إِماءُ اللّه، و لكن ليقل: غلامي و جاريتي و خادمي و فِتياني[۱۹].

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : مبادا كسي از شما بگويد: بنده‌ي من، كنيز من. همه‌ي شما بندگان خداييد و زنانتان همگي كنيزان اويند. بلكه بايد بگويد: غلام من، كلفت من، خدمتكار من و نوكر من.

[۱]. الكافيف: ۲ / ۸۶ / ۲٫
[۲]. نهج البلاغه: الخطبه ۱۰۹٫
[۳]. أمالي الطوسّي: ۲۱۲ / ۳۶۸، التمحيص: ۵۷ / ۱۱۵٫
[۴]. الكافي: ۲ / ۷۲ / ۱ و ص ۷۲ / ۴ و ح ۲٫
[۵]. همان.
[۶]. همان.
[۷] . يعني خداوند توفيقت دهد كه هميشه عبادتت را ناقص و خودت را در طاعت و بندگي خدا مقصّر بداني. يا خودت را ناقص و مقصر بداني؛ زيرا با احساس نقص و كمبود آدمي از تكبّر بيرون مي‌آيد و با احساس تقصير از خودپسندي و غرور و تنبلي در عبادت، دست مي‌شويد.
[۸]. نور الثقلين: ۴ / ۳۵۰ / ۲۲٫
[۹]. البلد الأمين: ۳۱۴٫
[۱۰]. التفسير المنسوب الي الامام العسكري ـ عليه السّلام ـ : ۳۲۷/۱۷۹٫
[۱۱]. أمالي الصدوق: ۱۴۷ / ۱٫
[۱۲]. مستدرك الوسائل: ۱ / ۱۰۱ / ۹۱٫
[۱۳]. غرر الحكم: ۶۹۸۵٫
[۱۴]. تحف العقول: ۵۰۷، ۵۰۹٫
[۱۵]. همان.
[۱۶]. مسكّن الفؤاد: ۸۰٫
[۱۷]. الكافي: ۲ / ۸۴ / ۶٫
[۱۸]. تحف العقول: ۳۹۷٫
[۱۹]. تنبيه الخواطر: ۱ / ۹٫
محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص ۳۴۱۰



دسته بندی مطلب : عبادت در فرهنگ
برچسب ها :
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز