یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶

بررسي روايات مربوط به نماز، اين نتيجه را به دست مي‏دهد که مسأله نماز، چنان مهم و حساس است که: نبايد آن را تحقير و يا به آن بي‏ اعتنايي کرد و ترک آن، چنان سنگين و سخت است که نمي‏توان حرفي از آن بر زبان راند.

اگر در روايات مي‏خوانيم: نخستين پرسش در قيامت از نماز است، اگر نماز قبول شد، بقيه اعمال نيز بررسي مي‏شود، وگرنه، ديگر اعمال را نمي‏ نگرند:

«ان قبلت نظر في غيرها و ان لم تقبل لم ينظر في شيي‏ء من عمله» [۱] .

مراد روايت، سؤال از کيفيت انجام نماز است، نه از بود و نبودش! زيرا تارک الصلاة بي‏ هيچ پرسشي به دوزخ مي‏رود. قرآن گفت و گوي بهشتيان با دوزخيان را چنين نقل مي‏کند: «ما سلککم في سقر قالوا لم نک من المصلين: [۲] چه چيز شما را دوزخي کرد؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.»

در روايات، کسي که نماز نمي‏خواند، «کافر» شمرده شده است!

از امام صادق عليه ‏السلام پرسيدند: چرا به زناکار، «کافر» گفته نمي ‏شود، اما به «تارک الصلوة» اطلاق مي‏گردد؟ فرمود:

«لان الزاني و ما اشبهه انما يفعل ذالک لمکان الشهوة لانها تغلبه و تارک الصلاة لا يترکها الا استخفافا بها؛ [۳] زيرا زناکار به جهت غلبه شهوت، آلوده شده است [و با خدا سر ستيز ندارد] ولي «تارک الصلاة» نماز را از روي بي‏اعتنايي به فرمان خدا ترک مي‏کند.»

يکي از دانشمندان معاصر اهل سنت [۴] مي‏گويد: «مسلمانان بر اين مطلب اتفاق نظر دارند که نماز بر هر مسلمان بالغ و عاقل واجب است و تمام آنان بر اين باورند که هر کس نماز را منکر شود کافر و مرتد است… اما آن که نماز را از روي سستي و استخفاف ترک کند، فاسق و گناهکار است، مگر آن که تازه مسلمان باشد و هنوز نماز را فرانگرفته باشد.»

[۱] بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۲۷٫
[۲] مدثر / ۲۵ – ۲۴٫
[۳] وسائل الشيعه، ج ۳، ص ۲۸٫
[۴] مقصود: دکتر وهبة الزحيلي استاد دانشگاه دمشق است.

بي ‏اعتنايي به نماز
بدون ترديد سبک شمردن نماز، گناهي است بس بزرگ. بنابراين: شناخت مصاديق آن، لازم است:

الف. تأخير نماز: امام صادق عليه‏ السلام در تفسير آيه «فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون» [۱] فرمود: «تأخير الصلاة عن اول وقتها لغير عذر؛ [۲] مراد از بي‏اعتنايي به نماز، تأخير بدون عذر آن از اول وقت است.»

گفتني است مقصود از «عذر»، امري است که قابل تأخير نباشد، وگرنه هم‏ نوا با شهيد رجايي بايد به کارها گفت: نماز دارم! نه اينکه به نماز بگوئيم کار دارم!

ب. عدم رعايت آداب آن: اميرمؤمنان عليه ‏السلام در روايتي چنين مي‏فرمايد: «من احسن صلوته حين يراه الناس و اساءها حين يخلوا فتلک استهانة؛ [۳] .

آن کس که در مقابل مردم، به دقت، و در خلوت، بي‏دقت نماز گزارد، به آن بي ‏اعتنايي کرده است.»

مروري بر نمازهاي خلوت و جلوت ما نشان مي‏دهد که آيا توجه ما به نماز بيشتر است، يا به ناظران نماز!

ج. فراهم نکردن مقدمات نماز: در روايت ديگري مي‏فرمايد: کسي که وضوي نماز را به تأخير اندازد، به نماز بي‏ اعتنايي کرده است. روشن است کسي که به کاري اهميت مي‏دهد، مقدماتش را فراهم مي‏کند. کدام ملاقات و ميهماني است که وقت آن فرارسيده باشد و ما هنوز لباس و کفش خود را آماده نکرده باشيم؟!

د. ندانستن معاني: آيا ندانستن مفاهيم الفاظي که روزانه بارها تکرار مي‏ شود، به معناي بي‏ اعتنايي به نماز نيست؟! آيا اگر ما براي طرف گفت و گوي خويش در نماز، اندکي اهميت قائل باشيم، در انديشه‏ ي درک محتواي مذاکره با او بر نخواهيم آمد؟! چگونه براي اقامتي کوتاه در يک کشور، تا حدودي به زبان مردمانش آشنا مي‏ شويم و معناي کلمات روزمره را فرا مي‏گيريم؛ اما در برخورد با نماز اين حساسيت را روا نمي‏داريم؟ آيا اين‏ها بي‏ اعتنايي به نماز نيست؟!

اين جا است که معناي مناجات امام حسين عليه‏السلام روشن مي‏شود:

«الهي من کانت محاسنه مساويه فکيف لا يکون مساويه مساويه؛

خدايا! آن کس که نيکي‏ هايش ناپسند است، چگونه گناهانش گناه نباشد؟!

تفاوت نمازگزاراني که در نماز، جز درد فراق دوست را احساس نمي‏کنند، [۴] هيچ صدائي نمي‏ شنوند [۵] و غرق در مناجات با معشوقند، و نيز نماز باناني که زير شلاق و به رغم هر گونه تهديد و شکنجه نماز را به پا مي‏دارند، [۶] با کساني که آن را باري گران مي‏دانند و هنگام خواندنش شتاب مي‏ورزند و خميازه‏ هاي پياپي مي‏کشند، فقط و فقط در اهتمام يا استخفاف به نماز است.

ه. شتاب در نماز: سريع خواندن نماز، بدون توجه به معاني و رعايت خشوع و طمأنينه، از نشانه‏ هاي ديگر بي‏ توجهي به نماز است.

مردي در حضور علي عليه‏ السلام نماز خود را با شتاب به جا آورد. امام نگاهي به او کرد و فرمود: چند وقت است اين گونه نماز مي‏خواني؟ گفت: مدت‏ها است. حضرت فرمود: مثل تو نزد خداوند، مثل کلاغي است، که منقار بر زمين مي‏کوبد. سجده‏ ي تو، خضوع در برابر خدا نيست، بلکه منقار بر زمين کوبيدن است. اگر اين گونه بميري، بر غير ملت و دين پيامبر اکرم مرده ‏اي. سپس اميرمؤمنان فرمود: همانا دزدترين مردم کسي است، که از نمازش بدزدد. [۷] .

[۱] ماعون / ۴ و ۵٫
[۲] بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۶٫
[۳] مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۲۶٫
[۴] اشاره به ماجراي کشيدن تير از پاي مبارک اميرمؤمنان عليه‏السلام در حال نماز.
[۵] فرزند امام سجاد عليه‏السلام در حالي که حضرت در حال نماز بود، به چاه افتاد و حضرت به رغم شيون افراد خانه متوجه آن نشد و پس از نماز، فرزند را به سلامت از چاه بيرون آورد. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۵٫
[۶] نماز در اسارت.
[۷] بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۲٫

برخی از پیامدهای کوچک شمردن نماز

قهر پيامبر و قطع رابطه با عترت

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به ياران خود فرمود:

«ليس مني من ضيع الصلاة؛ [۱] آن کس که نماز را تضييع کند از من نيست.»

و امام صادق عليه‏السلام چنين فرمود:

«امتحنوا شيعتنا عند محافظتهم علي الصلوات؛

شيعيان ما را از دقت آنان در انجام به هنگام نمازها بشناسيد.»

در روايت مشهور ديگري حضرتش سهل‏ انگاري در نماز و استخفاف آن را موجب محروميت از شفاعت خاندان عترت در روز قيامت شمرد. [۲] .

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نيز در بياني ديگر مي‏فرمايند:

«من استخف بالصلاة لا يرد علي الحوض لا و الله؛

آن کس که نماز را سبک شمارد، روز قيامت مرا ملاقات نخواهد کرد.» [۳] .

اين تأکيد و بيان همراه با قسم، از عمق فاصله‏ ي بين پيامبر اکرم و نمازگزاراني که به نماز اهميت نمي‏دهند، حکايت مي‏کند.

[۱] مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۹۸٫
[۲] در هنگام وفات امام صادق عليه‏السلام، وقتي ابوبصير آمد به «ام‏حميده» تسليت گويد، او گريست و گفت: ابوبصير نبودي و لحظه‏ي آخر عمر امام را نديدي. جريان عجيبي رخ داد. ابوبصير پرسيد: چه جرياني؟ ام‏حميده گفت: امام در يک حالي فرورفت، که تقريبا حالتي غشوه مانند بود. بعد چشم‏ هايش را گشود و فرمود: «تمام خويشان نزديک مرا بگوييد، بالاي سر من حاضر شوند» ما همه را دعوت کرديم. وقتي همه جمع شدند، حضرت چشمش را باز کرد و فقط يک جمله گفت: «لن تنال شفاعتنا مستخفا بالصلوة» هرگز شفاعت ما به کسي که نماز را سبک بشمارد، نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد؛ بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۳۶٫
[۳] بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۹٫

خشم خداوند
قرآن کريم، افرادي که نماز را ضايع مي‏کنند، [۱] يا به آن بي‏ اعتنا هستند [۲] ، نکوهش مي‏کند.

اميرمؤمنان عليه‏ السلام مي‏فرمايد: «في تأخير الصلاة من غير علة غضب الله؛ [۳] تأخير نماز از اول وقت بدون دليل، موجب خشم خداوند متعال مي‏گردد.»

آن حضرت در روايتي ديگر مي‏فرمايد: «اذاقام العبد في الصلاة فخفف صلوته قال الله تعالي لملائکته اما ترون الي عبدي کانه يري ان قضاء حوائجه بيد غيري؛ [۴] وقتي بنده‏اي نماز را با شتاب به پايان مي‏برد و آن را کوتاه مي‏کند، خداوند به ملايک مي‏فرمايد: آيا نمي‏بينيد بنده‏ام را که گويا مي‏پندارد برآوردن حاجتش به دست کسي جز من است!»

[۱] مريم / ۵۶٫ فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاة.
[۲] ماعون / ۵٫ فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون.
[۳] سفينه البحار، ج ۲، ص ۴۴٫
[۴] محجة البيضاء، ج ۱، ص ۳۴۱٫

اجابت نشدن دعا و محروميت از دعاي صالحان
کساني که به تکليف الهي بي‏ توجهي کنند و آن را کوچک بشمارند خداوند نيز به خواسته‏ هاي آنان توجه نخواهد کرد. امام صادق عليه‏ السلام مي‏فرمايد:

«من تهاون بصلوته لا يرتفع دعائه الي السماء؛ [۱] هر کس به نمازش بي‏توجه باشد، دعايش به آسمان راه نمي‏يابد.»

و در سخني ديگر از حضرتش مي‏خوانيم: «آن که به نمازش بي‏ اعتنا باشد، مشمول دعاي خير صالحان نخواهد بود.» [۲] .

[۱] بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۲۲٫
[۲] همان، ج ۸۰، ص ۲۱٫

تنگنا و نارسايي دنيوي
غضب خدا و پيامبر به کساني که نماز را کوچک مي‏ شمرند، زيان‏ها و خساراتي بر جاي خواهد نهاد، گرچه ممکن است تارک يا مستهين به نماز اين تأثير را درک نکند و متوجه علت گرفتاري‏ هاي خود نباشد.

امام صادق عليه‏ السلام فرمود: خداوند، برکت را از عمر و روزي کساني که نماز را کوچک مي‏شمرند برمي‏دارد. [۱] .

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نيز براي اين گروه، تهيدستي را پيش بيني کرده، مي‏فرمايد:

«الاستخفاف بالصلاة تورث الفقر؛ [۲] استخفاف نماز، موجب فقر مي‏شود»

[۱] همان، ج ۸۳، ص ۲۰۲٫
[۲] همان، ج ۷۳، ص ۳۱۵٫

سختي احوال قبر و قيامت
امام صادق عليه ‏السلام فرمود: نمازگزاري که نمازش را سبک بشمارد، وقتي از قبر خارج مي‏شود، خداوند ملکي را بر وي موکل مي‏گرداند، تا او را بر عرصه‏ي قيامت وارونه بر زمين بکشاند. مردم به او مي‏نگرند و خداوند از او و با شدت و سخت‏گيري محاسبه مي‏کند. [۱] حضرتش در همين باره چنين مي‏فرمايد:

«من تهاون بصلاته يضيق عليه قبره و تکون الظلمة في قبره؛ [۲] .

هر کس به نمازش بي‏ اعتناء باشد به تنگي و تاريکي قبر مبتلا خواهد شد.»

در سخني ديگر از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي‏خوانيم: «کسي که نماز را سبک بشمارد، با ذلت و گرسنگي و تشنگي، جان مي‏دهد.» [۳] .

[۱] همان، ص ۲۲٫
[۲] همان، ص ۲۱٫
[۳] همان.

قبول نشدن نماز
نمازي که با سهل ‏انگاري و تحقير، صورت پذيرد، مقبول خداوند متعال نمي‏گردد. امام صادق عليه‏ السلام مي‏فرمايد:

«ان الله لا يقبل الا الحسن فکيف يقبل ما يستخف به؛

خداوند جز نيکو را نمي‏ پذيرد؛ پس چگونه عملي که مورد استخفاف واقع گرديده است، بپذيرد؟»

نفرين و لعنت
برخي از روايات، تصوير و تمثيلي را براي نماز ترسيم کرده ‏اند که برحسب آن، نماز به صورت ملکي با انسان به گفت و گو مي‏ نشيند. گاه تشکر مي‏کند و گاه گله‏ مند مي‏شود. امام صادق عليه ‏السلام مي‏فرمايد: وقتي نماز در وقت خود اقامه نگردد و بي‏ وقت ارائه شود به صورتي سياه و تاريک به انسان بازمي‏گردد و مي‏گويد: مرا ضايع کردي، خدا تو را ضايع کند و اگر در وقت خود اقامه شود براي انسان دعا مي‏کند و مي‏گويد: همان گونه که مرا حفظ و احترام کردي، خداوند نيز تو را حفظ کند. [۱] .

آري، قرآن کريم، پايان سفر تارکان نماز را «سقر» برمي‏شمارد:

«ما سلککم في سقر قالوا لم نک من المصلين» [۲] .

و کساني که نماز مي‏خوانند اما جماعت را ترک مي‏کنند، به حسرت و پشيماني محکوم مي‏نمايد و مي‏فرمايد:

«يوم يکشف عن ساق و يدعون الي السجود فلا يستطيعون، خاشعة ابصارهم ترهقهم ذلة و قد کانوا يدعون الي السجود و هم سالمون» [۳] .

و آنان که خشوع و مواظبت چنداني در نماز خود ندارند، مستحق توبيخ و سرزنش مي‏ شمرد:

«فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون» [۴] .

و در آيه‏اي ديگر اين گروه را به نفاق موسوم کرده، مي‏فرمايد:

«ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الي الصلوة قاموا کسالي يراءون الناس و لا يذکرون الله الا قليلا» [۵] .

تنها آن گروه، مورد ستايش قرآنند که نماز را با خشوع اقامه کنند:

«قد افلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون» [۶] .

مولوي مي‏گويد:

اگر نه روي دل، اندر برابرت دارم‏
من اين نماز، حساب نماز، نشمارم‏
ز عشق روي تو، من رو به قبله آوردم‏
وگرنه من ز نماز و ز قبله بيزارم‏
مرا غرض ز نماز، آن بود که پنهاني‏
حديث درد فراق تو، با تو بگزارم‏
وگرنه اين چه نمازي بود که من با تو
نشسته روي به محراب و دل به بازارم؟

در يک روايت جامع، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در پاسخ به سؤال زهراي اطهر – عليها سلام الله – در مورد عقوبت کسي که نماز را کوچک مي‏شمارد، به بيان عوارض ناشي از اين پديده پرداخته، مي‏فرمايد: «اي فاطمه! هر کس از مردان يا زنان به نماز بي‏اعتنايي کند، خداوند او را به پانزده عقوبت مبتلا مي‏گرداند که شش عقوبت آن در دنيا است، سه عقوبت هنگام مرگ به سراغ او مي‏آيد، سه عقوبت در قبر و سه عقوبت ديگر در قيامت آنگاه که از قبر برانگيخته شود، دامنگير او مي‏شود. اما آنچه در دنيا متوجه چنين فردي مي‏شود عبارت است از: برداشتن برکت از عمر، برداشتن برکت از روزي، محو سيماي صالحين از چهره و رخسار، بي‏اجر ماندن اعمال، عدم قبولي دعا و عدم مشموليت دعاي نيکان. به هنگام مرگ نيز ذليل، تشنه و گرسنه خواهد مرد و اگر از نهرهاي دنيا بياشامد، عطش او فرونخواهد نشست. در قبر هم ملکي او را شکنجه مي‏نمايد و قبر بر او تنگ و تاريک مي‏گردد. همچنين در قيامت او را وارونه بر زمين خواهند کشيد، سخت مورد محاسبه قرار مي‏گيرد، خدا به او نظر رحمت نخواهد داشت و به عذابي دردناک گرفتار مي‏گردد.» [۷] .

محمدرضا رضوان‏ طلب

[۱] بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۹٫
[۲] مدثر / ۴۳ – ۴۲٫
[۳] قلم / ۴۳ – ۴۲٫
[۴] ماعون / ۵ – ۴٫
[۵] نساء / ۱۴۲٫
[۶] مؤمنون / ۲ – ۱٫
[۷] بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۳٫



دسته بندی مطلب : مقالات
برچسب ها :
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز