یكي از رسالت هاي دين مبين اسلام، هدايت فردي و جمعي انسانها به سرمنزل سعادت دنيوي و اخروي است؛ و دور نگاه داشتن افراد و اجتماعات بشري از آسیب ها، يكي از این رسالتها است. همچنین اسلام، ضمن احترام گذاشتن به دستاوردهای علمی بشری كه بر اساس تجربه و عقلانیت، حاصل شده است، معارف حاصل از وحی را به عنوان مهم ترین معارف خود به دو منبع قبلی افزوده است. پس، بي‌ترديد، اسلام، نگاهي عميق و عالمانه به كجروی ها و علل آنها دارد؛ و راه‌حلهايي كاربردي براي پيشگيري و كنترل آنها ارائه كرده است. راه‌حلهايي كه در گذشته، انسانهای جوامعی مانند اعراب جاهلي را از جهل، كشتار، غارت و كشتن فرزندان دختر و … نجات داده اند و به عقیدة ما در زمان حاضر نيز از كارآمدي‌هاي لازم و حتي نوآوري‌هاي شايان توجهي برخوردارند؛ این راه حل ها از آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) قابل استخراج هستند. «نماز» یكی از مهم ترین هنجارهای دینی است كه در منابع اسلامی از آن به عنوان راهكاری برای پیشگیری و كنترل آسیبهای اجتماعی یاد شده است.

قرآن كریم به عنوان كتاب انسان سازی، گروهها و افرادی را به شرح زیر به عنوان نهی كنندگان از فحشاء و منكر، معرفی می كند:

۱٫ خداوند كریم
خداوند تعالی به عنوان «خالق و پرورش دهنده همه انسانها»، اولین كسی است كه امر به معروف می كند و انسانها را از «فحشاء و منكر» نهی می نماید: « إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ؛ در حقیقت، خدا به دادگری و نیكوكاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می‌دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز می‌دارد. به شما اندرز می‌دهد، باشد كه پند گیرید(نحل /۹۰).»

۲٫ پیامبر گرامی اسلام
قران كریم، علاوه بر خداوند، پیامبر گرامی اسلام(ص) را نیز به عنوان آمر به معروف و ناهی از منكر، معرفی می كند: « … ‌الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ .. يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ؛ … همانان كه از این فرستاده، پیامبر درس نخوانده… پیروی می‌كنند [همان پیامبری كه] آنان را به كار پسندیده فرمان می‌دهد، و از كار ناپسند باز می‌دارد…. ( الاعراف/۱۵۷).»

۳٫ امت اسلامی
امت اسلامی نیز در قرآن از آمران به معروف و ناهیان از منكر محسوب می شوند:‌ «‌ كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ؛ شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدیدار شده‌اید: به كار پسندیده فرمان می‌دهید، و از كار ناپسند بازمی‌دارید، و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل كتاب ایمان آورده بودند قطعاً برایشان بهتر بود برخی از آنان مؤمنند و [لی] بیشترشان نافرمانند (آل عمران/۱۱۰).»

۴٫ مردان و زنان با ایمان
مردان و زنان با ایمان گروه دیگری هستند كه قرآن آنها را به عنوان «آمران به معروف» و «ناهیان از منكر» معرفی می كند:‌« وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَيُطِيعُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللهُ إِنَّ اللهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و مردان و زنان با ایمان، دوستان یكدیگرند، كه به كارهای پسندیده وا می‌دارند، و از كارهای ناپسند باز می‌دارند، و نماز را بر پا می‌كنند و زكات می‌دهند، و از خدا و پیامبرش فرمان می‌برند. آنانند كه خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، كه خدا توانا و حكیم است(توبه ۷۱).»

۵٫ صاحبان قدرت
صاحبان قدرت در روی زمین، گروه دیگری هستند كه در قرآن به عنوان آمران به معروف و ناهیان از منكر معرفی شده اند: الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَآتَوُاْ الزَّكَوةَ وَأَمَرُواْ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ همان كسانی كه چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا می‌دارند و زكات می‌دهند و به كارهای پسندیده وامی‌دارند، و از كارهای ناپسند باز می‌دارند، و فرجام همه كارها از آنِ خداست(حج/۴۱).

۶٫ نماز
هنجار «نماز» كه یكی از واجبات و از افعال عبادی اشخاص است، نیز در قرآن كریم در كنار سایر افراد و گروهها، به عنوان «ناهی از منكر» معرفی شده است: « اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَوةَ إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللهِ أَكْبَرُ وَاللهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ؛ آنچه از كتاب به سوی تو وحی شده است بخوان، و نماز را برپا دار، كه نماز از كار زشت و ناپسند بازمی‌دارد، و قطعاً یاد خدا بالاتر است، و خدا می‌داند چه می‌كنید (عنكبوت/۴۵).»

در مقایسه این پنج عاملی كه به عنوان «ناهی از منكر» معرفی شده اند، می توان گفت كه چهار عامل: «خداوند متعال، پیامبراسلام(ص)، امت اسلامی و مؤمنان»، عواملی هستند كه بیرون از شخص بر اراده او تأثیر می گذارند و او را از بدی باز می دارند. اما نماز به عنوان «فعل شخص» و با اراده او شكل می گیرد و بر رفتار او تأثیر گذار است و می تواند او را از بدیها و آسیبهای اجتماعی نجات دهد. بنا بر این، نماز در كنار سایر عوامل، نزدیكی بیشتری به انسان دارد و می تواند زمینه ساز اثرگذاری بیشتر سایر عوامل و اثرپذیری بیشتر شخص از آنها باشد.

هر چند آگاهی از نماز و شرایط آن، نیازمند مراجعه به خداوند تعالی و پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) است، اما در مقام عمل، پس از معرفت اولیه به نماز و شرایط آن كه با علم حاصل می شود، نماز از طریق تكرار معارف الهی، معرفت اولیه اشخاص مسلمان را تبدیل به ایمان می كند و با تقویت ایمان و اعتقاد به خداوند متعال و پیامبر گرامی اسلام(ص) از طریق تكرار این آگاهی ها و با آن خصوصیاتی كه در نماز آمده است، زمینه مراجعه بهتر و بیشتر انسان را به خداوند متعال و پیامبر(ص) و تبعیت از سایر مؤمنان، فراهم می سازد.

بنا بر این بدون تقویت نماز، نمی توان دو واجب مهم یعنی امر به معروف و نهی از منكر را در جامعه نهادینه ساخت؛ زیرا پایه اجرایی شدن امر به معروف و نهی از منكر نماز است. و اولین معروفی كه در جامعه به بهترین شكل باید ترویج شود، نماز است؛ و بعد از نمازاست كه سایر معروف ها، زمینه ظهور پیدا خواهند كرد و منكرهایی مانند بی جحابی یا بدحجابی، فساد مالی، دروغ و غیبت و تهمت از جامعه رخت خواهد بست.

بدین ترتیب، نماز زمینه ساز اثر گذار بودن سایر عوامل مؤثر در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و بی نمازی عامل بی اثر شدن سایر عوامل است. بدین معنا، انسانی كه نماز نمی خواند، كم كم اعتقاد به خدا و پیامبر در او ضعیف می شود و دیگر برای او اهمیتی ندارد كه به نصحیت سایر مؤمنان نیز توجه داشته باشد. شاید علت اینكه نماز در دین اسلام این همه اهمیت دارد و ستون دین معرفی شده است، همین مطلب باشد؛ زیرا حذف نماز از زندگی اشخاص مسلمان، به معنای دور شدن از «اعتقاد به خداوند و نظارت او» و «دور بودن از پیامبر و شاهد بودن او» و «بی اهمیت شدن نظارت سایر مؤمنان» است؛ چیزی كه در نهایت به منزله بی اثر شدن اثر معارف دینی در شخص و جامعه می باشد؛ چیزی كه سرانجام آن از غلبه بی قانونی در جامعه است. امام رضا(ع) در توصیف این وضعیت می فرماید: « فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ لِمَ أُمِرَ الْخَلْقُ بِالْإِقْرَارِ بِاللَّهِ وَ بِرُسُلِهِ وَ بِحُجَجِهِ وَ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قِيلَ لِعِلَلٍ كَثِيرَةٍ مِنْهَا أَنَّ مَنْ لَمْ يُقِرَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَجْتَنِبْ مَعَاصِيَهُ وَ لَمْ يَنْتَهِ عَنِ ارْتِكَابِ الْكَبَائِرِ وَ لَمْ يُرَاقِبْ أَحَداً فِيمَا يَشْتَهِي وَ يَسْتَلِذُّ عَنِ الْفَسَادِ وَ الظُّلْمِ وَ إِذَا فَعَلَ النَّاسُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ ارْتَكَبَ كُلُّ إِنْسَانٍ مَا يَشْتَهِي وَ يَهْوَاهُ مِنْ غَيْرِ مُرَاقَبَةٍ لِأَحَدٍ كَانَ فِي ذَلِكَ فَسَادُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ وُثُوبُ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ فَغَصَبُوا الْفُرُوجَ وَ الْأَمْوَالَ‏ وَ أَبَاحُوا الدِّمَاءَ وَ النِّسَاءَ وَ قَتَلَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً مِنْ غَيْرِ حَقٍّ وَ لَا جُرْمٍ، فَيَكُونُ فِي ذَلِكَ خَرَابُ الدُّنْيَا وَ هَلَاكُ الْخَلْقِ وَ فَسَادُ الْحَرْثِ وَ النَّسْلِ…؛ اگر كسى بپرسد كه چرا مردم به اقرار به خدا، به پيامبران، به حجتهاى او و به آنچه از نزد او آمده، مأمور شده اند؟ در پاسخ گفته مى شود: براى علتهاى بسيارى؛ يكى از آن علتها اين است كه فردى كه به خداوند عزّ و جلّ اقرار ندارد، از نافرمانى خدا پرهيز ندارد، از ارتكاب گناهان كبيره خوددارى نمی ورزد و در كامجويى ها و لذات خود از ظلم و فساد، كسى را مراقب خود نمى بيند. پس وقتى كه مردم اين موارد را انجام دادند و هر انسانى بدون نظارت احدى، هر كارى را مطابق اميال نفسانى خود انجام داد، نتيجه چنين حالتى فاسد شدن تمام مردم و حمله بعضى بر بعض ديگر است. پس آبروى مردم و اموال آنان مورد تعرض قرار مى گيرد. خونها و زنهاى مردم مباح شمرده مى شود و برخى از مردم برخى ديگر را به ناحق به قتل مى رسانند. پس نتيجه چنين حالتى خرابى جهان، هلاك مردم و نابودى حيات در روى زمين است(عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۲، ص ۹۹-۱۰۰).».

و نیز می فرماید: انّا وجدنا الخلق قد يُفسدون بأمور باطنة مستورة عن الخلق، فلولا الاقرارُ باللّه وخشيتهِ بالغيب، لم يكُن أحدٌ اذا خلا بشهوتهِ وارادتِه يُراقِب أحداً فى تركِ معصية وانتهاك حرمة وارتكاب كبيرة، اذا كان فعله ذلك مستوراً عن الخلق، غير مراقب لاحد فكان يكون فى ذلك هلاكُ الخلق أجمعين؛ ما يافته ايم كه گاهى مردم به واسطه امورى كه از چشم ديگران مخفى است، فاسد مى شوند، پس اگر اقرار به خدا و ترس از علم او به غيب نبود، هيچ فردى زمانی كه در خلوت خود به ارتكاب خواسته هاى نامشروع خود مبادرت می ورزيد و عمل او مخفى از مردم بود، هيچ كسى را ناظر بر اعمال خود در ترك معصيت و ارتكاب محرمات و انجام گناه نمى ديد(همان، ص۱۰۰).

و بالعكس زمانی كه شخص مسلمان، اهمیت نماز را درك می كند و با شرایط صحیح آن را اقامه می نماید و معرفت كافی به معانی و اسرار آن پیدا می كند، زمینه ارتكاب گناه و كجروی در او از بین می رود و در نتیجه آسیبهای اجتماعی در زمینه های فردی و حوزه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی كاهش می یابد؛ زیرا نماز سبب می شود اشخاص عظمت خداوند را درك كرده و معتقد به نظارت او بر اعمال خود باشند و دستورات او را كه توسط پیامبر(ص) آورده شده، بپذیرند. همچنین سبب می شود كه شخص، دستور قرآن مبنی بر لزوم نظارت مؤمنان بر رفتار یكدیگر را اجرا كند و در صدد نهی دیگران از منكرات بر آید و این به معنای همگانی شدن امر به معروف و نهی از منكر در جامعه است. به بیان دیگر، نماز با ایجاد كنترل درونی در شخص او را وادار می كند كه دستورات خداوند متعال و پیامبر(ص) را بپذیرد؛ و نظارت دیگران بر رفتار خود را قبول داشته باشد؛ و خود نیز بر رفتار سایر مؤمنان، نظارت كند.

بدین ترتیب، ترویج نماز و اقامه صحیح آن توسط اشخاص مسلمان، سبب كنترل هوای نفس آنان و تقویت درك عظمت خداوند و اعتقاد به نظارت او بر رفتار اشخاص و درك صحیح پاداش و كیفر او در این جهان و جهان دیگر می شود و از این طریق، نماز از آسیبهای اجتماعی پیشگیری می كند. خداوند كریم می فرماید: « وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى؛ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى( النازعات /۰۴۰). امام صادق(ع) نیز در تفسیر آیة « وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ‏ جَنَّتانِ» (الرحمن /۴۶) فرمود: «مَنْ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ يَسْمَعُ مَا يَقُولُ وَ يَعْلَمُ مَا يَعْمَلُهُ مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ فَيَحْجُزُهُ ذَلِكَ عَنِ الْقَبِيحِ مِنَ الْأَعْمَالِ‏ فَذَلِكَ الَّذِي‏ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى؛ كسی كه بداند خداوند او را می بیند و كلام او را می شنود و به اعمال خیر و شر او آگاهی دارد، و این علم او را از رفتار ناپسند، منع كند، پس این فرد كسی است كه از مقام پروردگارش می ترسد و خود را از هواهای نفسانی محفوظ داشته است.» (الكافی، ۱۴۰۷، ج‏۲، ص ۷۱)

حجت الاسلام دكتر داوری



دسته بندی مطلب : مقالات
برچسب ها :
درباره ما

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

ذکر امروز

آیه امروز
اوقات شرعی

جشنواره نماز